معنا و اقسام طهارت

طهارت، زدودن و پاک کردن درون و برون، از آلودگی‌ها و خبائث است[۱] و از آن در دو علم فقه و اخلاق بحث می‌شود. طهارت فقهی دو نوع است: طهارت ظاهر از نجاسات و طهارت باطن، که با وضو، غسل یا تیمم حاصل می‌شود.

طهارت اخلاقی نیز به معنای زدودن ریشه‌های شرک و اخلاق ناپسند از درون و آراستن آن به توحید و صفات کمال انسانی است. نهایت طهارت اخلاقی به عصمت انسان منتهی می‌شود. خداوند در سوره احزاب، اهل بیت پیامبر را دارای این مرتبه از طهارت معرفی می‌کند

اهمیت طهارت در قرآن و روایات واژه «طُهر» و مشتقات آن ۳۱ بار در قرآن به کار رفته است. مسجد مکانی برای تطهیر روح معرفی شده و خداوند را دوستدار پاکان معرفی می‌کند

همچنین قرآن پس از دستورهای لازم برای انجام غسل، وضو و تیمم می‌فرماید: خداوند نمی‌خواهد دشواری برای شما ایجاد کند، بلکه می‌خواهد شما را پاکیزه سازد

خدای متعال در سوره شمس پس از چندین سوگند عظیم، می‌فرماید: «به تحقیق رستگار شد آن کس که این نفس را پاکیزه نمود و جان خود را پاک ساخت و بی‌بهره گشت آنکه آن را آلوده نمود». این همه تأکید گویای این حقیقت است که طهارت قلب به‌ مراتب از طهارت بدن مهم‌تر است

در روایات نیز بیش از ۵۵۰۰ حدیث با موضوع طهارت وجود دارد که حاکی از اهمیت آن است. از آثار طهارت می‌توان به طول عمر کفاره گناهان، اجر شهدا، نور قیامت، و وسعت رزق و روزی مادی و معنوی اشاره کرد.

طهارت فقهی در احکام عملی اسلام طهارت از مسائل مهم و پردامنه است که معمولا در اولین بخش‌های رساله توضیح المسائل به آن پرداخته می‌شود و بر دو نوع است:

طهارت از نجاسات در فقه اسلامی، پاکی لباس و بدن از انواع نجاسات جزو شرایط انجام دادن برخی عبادات مثل نماز(بجز نماز میت) و حج است. مساجد و حرم پیامبر(ص) و امامان نیز باید از هر گونه نجاست پاک باشند. چنان که خوردن چیزهایی که نجس هستند نیز حرام است. به این نوع از طهارت، طهارت از خَبَث گفته می‌شود.

در احکام اسلامی همه چیز پاک است به جز نجاسات ده‌گانه که عبارتند از:

1- بول یا ادرار 2- غائط یا مدفوع 3- مَنی 4- مُردار 5- خون 6- سگ 7- خوک 8- کافر 9- شراب 10- فقاع یا آبجو

11- و آنچه در حالت مرطوب با این نجاسات تماس داشته است.

اگر چیز پاکی نجس شد توسط مُطَهِّرات می‌توان آن را پاک کرد. مطهرات عبارتند از:

1- آب 2- زمین 3- آفتاب 4- استحاله 5- انتقال 6- انقلاب 7- اسلام 8- تبعیت 9-برطرف شدن عین نجاست 10- استبراء حیوان نجاست خوار 11- غائب شدن مسلمان 12- خارج شدن خون متعارف از حیوان ذبح شده.

طهارت (وضو، غسل یا تیمم (این طهارت که به طهارت از حَدَث نیز مشهور است حالتی روحانی و معنوی است که با انجام وضو، غسل یا تیمم به دست می‌آید و در انجام آن، قصد قربت لازم است صحت نماز و طواف و در برخی موارد روزه، مشروط به این قسم از طهارت نیز می‌باشد و در کارهایی مانند قرائت یا همراه داشتن قرآن، دعا، نماز ميّت، زيارت اهل قبور، مسجد رفتن، خوابيدن،... مستحب و باعث فزونی ارزش و کمال آنهاست، لمس آیات قرآن و نام اهل بیت بدون آن نیز حرام است. این طهارت با ایجاد شدن حَدَث (خوابیدن، بیهوش شدن، خروج باد معده یا ادرار یا مدفوع، جنابت، حیض، استحاضه، نفاس و لمس بدن سرد شدۀ میّت) باطل شده و از بین می‌رود.

مربیان اخلاق یکی از ضروریات مورد توجه سالک را، دوام طهارت ظاهری می‌دانند]و از نظر ایشان، شرط مهمّ تأثیر اذکار و ادعیه، طهارت انسان است] تا آن‌جا که طهارت مکان ذکر را هم لازم می‌دانند

طهارت اخلاقی

طهارت اخلاقی پاک کردن قلب و روح از شرک و آلودگیهای معنوی و بداخلاقی‌هاست و به گفته اساتید عرفان از مهمترین مسائلی است که انسان به هر صورت و سختی و رنج و مشقتی است باید به آن اقدام کرده و با پاک کردن درون، خود را از ننگ و عار نجاسات باطنی آزاد کند.

عارفان برای طهارت چهار مرتبه زیر را برشمرده‌اند: 1- پاک ساختن بدن، از حَدَث و خَبَث. 2- پاک نمودن اعضا و جوارح از معاصی و گناهان. 3- پاک نمودن نفس، از اخلاق ذمیمه و ملکات رذیله. 4- پاک ساختن خانه دل از آنچه غیر از خدا است، که خود چهار مرتبه دارد: 1- طهارت ذهن 2- طهارت عقل 3- طهارت قلب 4- طهارت سرّ

غسلهاى واجب دو گونه است :
1. مشترك بين مردان و زنان كه عبارتند از: غسل جنابت ، غسل مس ميت ، غسلى كه به واسطه نذر و قسم و مانند اينها واجب مى شود.
2. مخصوص بانوان ، كه عبارتند از: غسل حيض ، غسل استحاضه و غسل نفاس.
آداب ويژه غسل:
به دو روش مى توان غسل كرد:
1. ترتيبى : به نيت غسل ابتدا سر و گردن را مى شوييم ، سپس نيمه راست بدن ، و بعد از آن نيمه چپ بدن را.
2. ارتماسى : به يكى از سه روش زير غسل مى كنيم : به نيت غسل يكباره زير آب مى رويم ، به طورى كه تمام بدن در آب قرار گيرد يا به نيت غسل به تدريج زير آب مى رويم تا تمام بدن در آب قرار گيرد. و يا زير آب رفته و در آب به نيت غسل ، بدن را تكان مى دهيم .
احكام غسل:
با كيفيت غسل كردن آشنا شديد، در اين جا به برخى نكته هاى مهم اشاره مى كنيم :
1- چيزى را كه مانع رسيدن آب به بدن است بايد برطرف كنيم و اگر پيش از اين كار غسل كنيم ، غسل باطل است .
2- در غسل ، بايد آب بر بدن جارى شود و به تمام آن برسد ولى دست كشيدن لازم نيست .
3- شستن قسمت داخلى لاله گوش و نيز بين انگشتان پا واجب است ولى شستن جاهايى كه ديده نمى شود مانند: داخل گوش و بينى واجب نيست .
4- هنگام غسل پاى خود را از زمين برداريم تا به كف پا هم آب برسد و شسته شود.
5- اگر در بين غسل كردن كارى كه وضو را باطل مى كند از انسان سر زند، غسل او باطل نمى شود. ولى براى نماز بايد وضو بگيرد.
6- اگر كسى شك دارد كه غسل كرده است يا نه ، واجب است غسل كند.
7- كسى كه غسل كرده و پس از غسل شك مى كند كه غسل او صحيح بوده يا نه ، لازم نيست دوباره غسل كند.
واجبات وضو بر شش قسم هستند که عبارتند از: 1ـ نیت وضو هنگام شستن صورت (یعنی نیت با شستن صورت همراه باشد و نیت وضو، یعنی در دل بگوید نیت وضوی واجب دارم).2ـ شستن صورت 3ـ شستن دست‎ها همراه آرنج‎ها 4ـ مسح قسمتی از سر 5ـ شستن پاها به همراه قوزک (مچ پا) 6ـ انجام دادن هر کدام به ترتیب آن‎چه که ذکر کردیم واجب است.
مبطلات وضو بر چهار قسم هستند: 1ـ هر چیزی که از جلو یا عقب انسان خارج شود، از قبیل غائط، ادرار، باد شکم و مذی و ودی ولی خارج شدن آب منی وضو را باطل نمی‎کند.(مثلاً کسی در حالت بیداری و با داشتن وضو با دیدن یا شنیدن چیزی لذت بخش از خود بیخود شود و جنب شود که فقط نیاز به غسل دارد و وضوی او پابرجاست). 2ـ از بین رفتن عقل به سبب خواب یا بی‎هوشی یا دیوانگی اگرچه لحظه‎ای باشد. 3ـ لمس فرج، یعنی جلو و عقب آدمی با کف دست. 4ـ لمس پوست بدن نامحرم (بدون حائل) اگرچه همسر خودش باشد.
شرایطی که یک شخص نماز خوان باید قبل از خواندن نماز آن را رعایت کند تا نمازش مورد قبول واقع شود پنج چیز است: 1ـ پاک بودن اعضاء از بی‎وضویی و بی‎غسلی و نجاست 2ـ پوشیدن عورت 3ـ نماز خواندن در مکان پاک 4ـ علم به داخل شدن وقت نماز (دانستن وقت نماز) 5ـ رو به قبله نماز خواندن
سنت‎های قبل از داخل شدن به نماز عبارتند از: اذان و اقامه.
ارکان نماز چند رکن هستند؟ 13 رکن هستند که عبارتند از: 1ـ نیت (لفظی و قلبی که اصل نیت قلبی است) 2ـ ایستادن (در موقعی که توان آن را داشته باشد) 3ـ تکبیر الاحرام (الله اکبر گفتن) 4ـ خواندن سوره حمد به همراه (بسم الله الرحمن الرحیم) که یک آیه محسوب می‎شود. 5ـ رکوع 6ـ اعتدال (بلند شدن از رکوع) 7ـ سجده 8ـ نشستن بین دو سجده 9ـ نشستن در سجده آخر 10ـ تشهد آخر 11ـ صلوات بر پیامبر (ص) در تشهد آخر 12ـ سلام اول 13ـ به ترتیب انجام دادن آن‎چه که ذکر شد.
مبطلات نماز به ده قسم تقسیم می‎شود: 1ـ حرف عمد یا غیرعمد 2ـ باطل شدن وضو 3ـ ظاهر شدن نجاست در لباس یا بدن 4ـ آشکار شدن عورت 5ـ تغییر نیت (یعنی کسی در وسط نماز در دل نیت نماز دیگر یا نیت قطع نماز کند) 6ـ پشت به قبله (در صورت آگاهی) 7ـ خوردن 8ـ آشامیدن (نوشیدن) 9ـ خنده به شکل قهقهه 10ـ کفر گفتن.
سنت‎های داخل نماز عبارتند از: تشهد اول و قنوت در نماز صبح و در نماز وتر در نیمه دوم ماه مبارک رمضان.
هیئت‎های نماز بر هفده قسم تقسیم می‎شوند: 1ـ بلند کردن دو دست تا بنا گوش هنگام تکبیره‎الاحرام 2ـ بلند کردن دست هنگام رکوع رفتن 3ـ بلند کردن دست هنگام بلند شدن از رکوع 4ـ قرار دادن دست راست بر روی دست چپ بر روی ناف 5ـ دعای (وجهت وجهی للذی فطر السماوات و الأرض حنیفاً مسلماً و ما أنا من المشرکین. إن صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین. لا شریک له و بذالک أمرت و أنا من المسلمین) 6ـ دعای أعوذ بالله من الشیطان الرجیم 7ـ با صدای بلند خواندن (در موقع صبح و مغرب و عشاء و جمعه و عیدین) 8ـ با صدای آرام خواندن (در موقع ظهر و عصر) 9ـ آمین گفتن بعد از سوره حمد 10ـ خواندن سوره‎ای بعد از سوره حمد (البته در دو رکعت اول) 11ـ الله اکبر گفتن (هنگام رکوع و سجود و رفع آن) 12ـ گفتن سمع الله لمن حمده ربنا و لک الحمد (هنگام بلند شدن از رکوع) 13ـ سبحان ربی العظیم و بحمده گفتن در رکوع و سبحان ربی الأعلی و بحمده در سجده گفتن 14ـ قرار دادن دست‎ها بر روی ران در موقع تشهد خواندن به صورتی که انگشتان دست راست همه بسته مگر انگشت سبابه که در موقع شهادتین در گفتن الا الله اندکی به بالا می‎بریم که اشاره به شهادت دارد. 15ـ نشستن بر روی پنجه پای راست به صورت افتراش در همه نشست‎ها 16ـ تَوَرُّک نشستن بر باسن چپ (گذاشتن پای چپ زیر پای راست در تشهد آخر) 17ـ سلام.
کارهایی که انجام دادنش بر شخص بی‌وضو حرام می‌باشد: 1- نماز خواندن 2- طواف کردن 3- حمل کردن قرآن 4- لمس کردن ورق و جلد قرآن 5- حمل کردن کیسه یا صندوقی که قرآن در آن باشد 6- هر چیزی که برای درس قرآن در آن نوشته شده باشد (مانند تخته سیاه و کاغذ).
کارهایی که بر شخص جنب (محتلم) حرام می‌باشد:
1- هر چیزی که بر شخص بی وضو حرام است بر شخص جنب نیز حرام است. 2- ماندن در مسجد 3- خواندن قرآن به نیت تلاوت.
نمازهای سنت قبل و بعد نمازهای واجب روزانه عبارتند از: دو رکعت قبل از صبح، دو رکعت قبل و دو رکعت بعد از نماز ظهر، دو رکعت بعد از نماز مغرب دو رکعت بعد از عشاء که جمعاً ده رکعت می‎باشد.
نمازهای سنت عبارتند از: نماز عیدین (عید رمضان و عید قربان(2 رکعت))، نماز خسوف و کسوف یا (ماه گرفتگی و خورشیدگرفتگی(2 رکعت))، نماز طلب باران (استسقاء(2 رکعت)) و نماز تراویح(8 یا 20 رکعت)، نماز ضحی (2 الی 12 رکعت)، نماز تحیه المسجد (2 رکعت)، نماز وضو (2 رکعت)، نماز وتر(3 الی 11 رکعت)، نماز تهجد (2 الی ...).
اختلاف مرد و زن از چند جهت با هم در نماز خواندن تفاوت دارد که عبارتست از: 1ـ مرد آرنج‎هایش را از پهلوهایش دور می‎کند و شکمش را از رانش جدا و بلند نگه می‎دارد و در حالت رکوع و سجود نمی‎چسباند. 2ـ عورت مرد مابین ناف و زانو می‎باشد اما زن بعضی از اعضای بدنش را به بعضی دیگر می‎چسباند (مخالف مرد). 3ـ اگر در نماز برای زن در اطرافش مشکلی پیش بیاید یا امام دچار مشکل شود برای زن جایز است که کف دست راست را به دست چپ بزند تا مخاطب را متوجه کند. 4ـ زن اگر در جایی نماز بخواند اگر شخص نامحرم در آنجا حضور داشته باشد باید آهسته نماز بخواند. 5ـ تمام اعضای بدن زن عورت محسوب می‎شود مگر کف دست به همراه صورت.
تعریف عورت: محدوده‌ی پوششی که شریعت اسلام برای یک شخص مسلمان معین کرده است عورت نامیده می‌شود. محدوده عورت برای مرد حفظ مابین ناف تا زانو می‌باشد و محدوده‌ی عورت زن تمام اعضاء بدن بجز دو کف دست تا مچ و صورت زن می‌باشد.

احکام غسل و کفن و نماز و دفن میت

‏‏ غسل و کفن و نماز و دفن مسلمان دوازده امامی بر هر مکلفی‏‎ ‎‏واجب است، و اگر بعضی انجام دهند، از دیگران ساقط می شود و چنانچه هیچ کس‏‎ ‎‏انجام ندهد همه معصیت کرده اند، و بنابر احتیاط واجب حکم مسلمانی هم که‏‎ ‎‏دوازده امامی نیست همینطور است.‏

‏‏ اگر کسی مشغول کارهای میت شود بر دیگران واجب نیست اقدام‏‎ ‎‏نمایند، ولی اگر او عمل را نیمه کاره بگذارد، باید دیگران تمام کنند.‏

‏‏ اگر انسان یقین کند که دیگری مشغول کارهای میت شده، واجب‏‎ ‎‏نیست به کارهای میت اقدام کند، ولی اگر شک یا گمان دارد، باید اقدام نماید.‏

‏‏ اگر کسی بداند غسل یا کفن یا نماز یا دفن میت را باطل انجام‏‎ ‎‏داده اند باید دوباره انجام دهد ولی اگر گمان دارد که باطل بوده یا شک دارد که‏‎ ‎‏درست بوده یا نه، لازم نیست اقدام نماید.‏

‏‏ برای غسل و کفن و نماز و دفن میت، باید از ولیّ او اجازه بگیرند.‏

‏‏ ولیّ زن که در غسل و کفن و دفن او دخالت می کند شوهر اوست و‏‎ ‎‏بعد از او، مردهایی که از میت ارث می برند مقدم بر زنهای ایشانند و هر کدام که در‏‎ ‎‏ارث بردن مقدم هستند در این امر نیز مقدمند.‏

‎‏ اگر کسی بگوید من وصی یا ولیّ میتم یا ولیّ میت به من اجازه داده‏‎ ‎‏که غسل و کفن و دفن میت را انجام دهم، چنانچه دیگری نمی گوید من ولیّ یا وصی‏‎ ‎‏میتم یا ولیّ میت به من اجازه داده است، انجام کارهای میت با اوست.‏

‏‏ ‏‏ اگر میت برای غسل و کفن و دفن و نماز خود غیر از ولیّ، کس‏‎ ‎‏دیگری را معین کند، احتیاط واجب آن است که ولیّ و آن کس هر دو اجازه بدهند، و‏‎ ‎‏لازم نیست کسی که میت، او را برای انجام این کارها معین کرده، این وصیت را قبول‏‎ ‎‏کند ولی اگر قبول کرد، باید به آن عمل نماید.‏

‏‏احکام غسل میت‏

‏‏ واجب است میت را سه غسل بدهند اول: به آبی که با سدر مخلوط‏‎ ‎‏باشد. دوم: به آبی که با کافور مخلوط باشد. سوم: با آب خالص.‏

‏‏ سدر و کافور باید به اندازه ای زیاد نباشد که آب را مضاف کند و به‏‎ ‎‏اندازه ای هم کم نباشد، که نگویند سدر و کافور با آب مخلوط شده است.‏

‏‏ اگر سدر و کافور به اندازه ای که لازم است پیدا نشود بنابر احتیاط‏‎ ‎‏واجب باید مقداری که به آن دسترسی دارند در آب بریزند.‏

‏‏ ‏‏ کسی که برای حج احرام بسته است، اگر پیش از تمام کردن سعی‏‎ ‎‏بین صفا و مروه بمیرد، نباید او را با آب کافور غسل دهند و به جای آن باید با آب‏‎ ‎‏خالص غسلش بدهند، و همچنین اگر در احرام عمره پیش از کوتاه کردن مو، بمیرد.‏

‏‏ اگر سدر و کافور یا یکی از اینها پیدا نشود یا استعمال آن جایز‏‎ ‎‏نباشد مثل آن که غصبی باشد، باید به جای هر کدام که ممکن نیست میت را با آب‏‎ ‎‏خالص غسل بدهند.‏

‏‏ کسی که میت را غسل می دهد، باید مسلمان دوازده امامی و عاقل‏‎ ‎‏باشد و مسائل غسل را هم بداند و بنابر احتیاط واجب بالغ باشد.‏

‏‏ ‏‏ کسی که میت را غسل می دهد، باید قصد قربت داشته باشد یعنی‏‎ ‎‏غسل را برای انجام فرمان خداوند عالم به جا آورد، و اگر به همین نیّت تا آخر غسلِ‏‎ ‎‏سوم باقی باشد کافی است و تجدید لازم نیست.‏

‏‎‏ غسل بچه مسلمان اگرچه از زنا باشد، واجب است. و غسل و کفن‏‎ ‎‏و دفن کافر و اولاد او جایز نیست. و کسی که از بچگی دیوانه بوده و به حال دیوانگی‏‎ ‎‏بالغ شده، چنانچه پدر و مادر او یا یکی از آنان مسلمان باشند، باید او را غسل داد و‏‎ ‎‏اگر هیچ کدام آنان مسلمان نباشند، غسل دادن او جایز نیست.‏

‏‏ ‏‏ بچۀ سقط شده را اگر چهار ماه یا بیشتر دارد، باید غسل بدهند، و‏‎ ‎‏اگر چهار ماه ندارد، باید در پارچه ای بپیچند و بدون غسل دفن کنند.‏

‏‏ ‏‏ اگر مرد، زن را و زن، مرد را غسل بدهد باطل است ولی زن‏‎ ‎‏می تواند شوهر خود را غسل دهد و شوهر هم می تواند زن خود را غسل دهد، اگرچه‏‎ ‎‏احتیاط مستحب آن است که زن، شوهر خود و شوهر، زن خود را غسل ندهد.‏

‏‏ ‏‏مرد می تواند دختر بچه ای را که سن او از سه سال بیشتر نیست،‏‎ ‎‏غسل دهد، زن هم می تواند پسر بچه ای را که سه سال بیشتر ندارد، غسل دهد.‏

‏‏ ‏‏ اگر برای غسل دادن میتی که مرد است مرد پیدا نشود زنانی که با او‏‎ ‎‏نسبت دارند و محرمند مثل مادر و خواهر و عمه و خاله، یا به واسطه شیر خوردن با‏‎ ‎‏او محرم شده اند، می توانند غسلش بدهند. و نیز اگر برای غسل میت زن، زن دیگری‏‎ ‎‏نباشد مردهایی که با او نسبت دارند و محرمند، یا به واسطۀ شیر خوردن با او محرم‏‎ ‎‏شده اند، می توانند از زیر لباس، او را غسل دهند.‏

‏‏ ‏‏اگرمیت وکسی که او راغسل می دهد هر دو مرد یاهر دو زن باشند‏‎ ‎‏جایز است که غیر از عورت، جاهای دیگر میت برهنه باشد و همین طور اگر محرم‏‎ ‎‏باشند. ‏

‏‏ ‏‏ نگاه کردن به عورت میت، حرام است، و کسی که او را غسل‏‎ ‎‏می دهد اگر نگاه کند معصیت کرده ولی غسل باطل نمی شود.‏

‏‏ ‏‏ اگر جایی از بدن میت نجس باشد، باید پیش از آن که آنجا را غسل‏‎ ‎‏بدهند، آب بکشند. و احتیاط مستحب آن است که تمام بدن میت، پیش از شروع به‏‎ ‎‏غسل پاک باشد.‏

‏‏ ‏‏ غسل میت مثل غسل جنابت است، و احتیاط واجب آن است که تا‏‎ ‎‏غسل ترتیبی ممکن است، میت را غسل ارتماسی ندهند، و احتیاط مستحب آن‏
‏‎

‎‏است که در غسل ترتیبی هر یک از سه قسمت بدن را در آب فرو نبرند بلکه آب را‏‎ ‎‏روی آن بریزند.‏

‏‏ کسی را که در حال حیض یا در حال جنابت مرده، لازم نیست غسل‏‎ ‎‏حیض یا غسل جنابت بدهند، بلکه همان غسل میت برای او کافی است.‏

‏‏ جائز نیست که برای غسل دادن میت مزد بگیرند ولی مزد گرفتن‏‎ ‎‏برای کارهای مقدماتی غسل حرام نیست.‏

‏‏ ‏‏ اگر آب پیدا نشود، یا استعمال آن مانعی داشته باشد باید عوض هر‏‎ ‎‏غسل، میت را یک تیمم بدهند.‏

‏‏مساله 569ـ‏‏ کسی که میت را تیمم می دهد، می تواند در صورت امکان دست‏‎ ‎‏میت را به زمین بزند و به صورت و پشت دستهایش بکشد و اگر به این صورت ممکن‏‎ ‎‏باشد لازم نیست به دست زنده هم او را تیمم داد اگرچه احتیاط استحبابی جمع‏‎ ‎‏است.‏

‏‏‏‏احکام کفن میت‏

‏‏ میت مسلمان را باید با سه پارچه که آنها را لنگ و پیراهن و‏‎ ‎‏سرتاسری می گویند کفن نمایند.‏

‏‏ لنگ باید از ناف تا زانو، اطراف بدن را بپوشاند، و بهتر آن است که‏‎ ‎‏از سینه تا روی پا برسد. و بنابر احتیاط واجب پیراهن باید از سر شانه تا نصف ساق‏‎ ‎‏پا، تمام بدن را بپوشاند و درازی سرتاسری باید بقدری باشد که بستن دو سر آن‏‎ ‎‏ممکن باشد، و پهنای آن باید به اندازه ای باشد که یک طرف آن روی طرف دیگر‏‎ ‎‏بیاید.‏

‏‏ ‏‏مقداری از لنگ، که از ناف تا زانو را می پوشاند و مقداری از پیراهن‏‎ ‎‏که از شانه تا نصف ساق را می پوشاند، مقدار واجب کفن است، و آنچه بیشتر از این‏‎ ‎‏مقدار در مسالۀ قبل گفته شد، مقدار مستحب کفن می باشد.‏

‏‏ ‏‏ اگر ورثه بالغ باشند و اجازه دهند که بیشتر از مقدار واجب کفن را،‏‎ ‎‏که در مساله قبل گفته شد از سهم آنان بردارند، اشکال ندارد، و احتیاط واجب آن‏ ‎‏است که بیشتر از مقدار واجب کفن و همچنین مقداری را که احتیاطاً لازم است از‏‎ ‎‏سهم وارثی که بالغ نشده بر ندارند.‏

‏‏ ‏‏ اگر کسی وصیت کرده باشد که مقدار مستحب کفن را که در دو‏‎ ‎‏مسالۀ قبل گفته شد، از ثلث مال او بردارند، یا وصیت کرده باشد ثلث مال را به‏‎ ‎‏مصرف خود او برسانند ولی مصرف آن را معین نکرده باشد یا فقط مصرف مقداری‏‎ ‎‏از آن را معین کرده باشد، می توانند مقدار مستحب کفن را از ثلث مال او بردارند.‏

‏‏ اگر میت وصیت نکرده باشد که کفن را از ثلث مال او بردارند‏‎ ‎‏می توانند به طور متعارف که لایق شان میت باشد کفن و چیزهای دیگری را که از‏‎ ‎‏واجبات دفن است از اصل مال بردارند.‏

‏‏ کفن زن بر شوهر است، اگرچه زن از خود مال داشته باشد، و‏‎ ‎‏همچنین اگر زن را به شرحی که در کتاب طلاق گفته می شود، طلاق رجعی بدهند و‏‎ ‎‏پیش از تمام شدن عده بمیرد، شوهرش باید کفن او را بدهد و چنانچه شوهر بالغ‏‎ ‎‏نباشد یا دیوانه باشد وَلیِّ شوهر باید از مال او کفن زن را بدهد.‏

‏‏ کفن میت بر خویشان او واجب نیست، اگرچه مخارج او در حال‏‎ ‎‏زندگی بر آنان واجب باشد.‏

‏‏ احتیاط واجب آن است که هر یک از سه پارچۀ کفن به قدری نازک‏‎ ‎‏نباشد که بدن میت از زیر آن پیدا باشد.‏

‏‏ کفن کردن با چیز غصبی، اگر چیز دیگری هم پیدا نشود جایز‏‎ ‎‏نیست و چنانچه کفن میت غصبی باشد و صاحب آن راضی نباشد باید از تنش بیرون‏‎ ‎‏آورند، اگر چه او را دفن کرده باشند، و همچنین جائز نیست با پوست مردار او را کفن‏‎ ‎‏کنند.‏

‏‏ کفن کردن میت با چیز نجس و با پارچۀ ابریشمی خالص، جائز‏‎ ‎‏نیست، ولی در حال ناچاری اشکال ندارد و احتیاط واجب آن است که با پارچۀ‏‎ ‎‏طلاباف هم میت را کفن نکنند مگر در حال ناچاری.‏

‏‏ ‏‏کفن کردن با پارچه ای که از پشم یا موی حیوان حرام گوشت تهیه‏‎ ‎‏شده، در حال اختیار جائز نیست، ولی اگر پوست حیوان حلال گوشت را طوری‏درست کنند که به آن جامه گفته شود، می شود با آن میت را کفن کنند و همچنین اگر‏‎ ‎‏کفن از مو و پشم حیوان حلال گوشت باشد اشکال ندارد، اگرچه احتیاط مستحب آن‏‎ ‎‏است که با این دو هم کفن ننمایند.‏

‏‏ اگر کفن میت به نجاست خود او، یا به نجاست دیگری نجس شود،‏‎ ‎‏چنانچه کفن ضایع نمی شود، باید مقدار نجس را بشویند یا ببُرند ولی اگر در قبر‏‎ ‎‏گذاشته باشند بهتر است که ببرند بلکه اگر بیرون آوردن میت اهانت به او باشد بریدن‏‎ ‎‏واجب می شود و اگر شستن یا بریدن آن ممکن نیست، در صورتی که عوض کردن آن‏‎ ‎‏ممکن باشد، باید عوض نمایند.‏

‏‏ کسی که برای حج یا عمره احرام بسته اگر بمیرد باید مثل دیگران‏‎ ‎‏کفن شود و پوشاندن سر و صورتش اشکال ندارد.‏

‏‏ ‏‏مستحب است انسان در حال سلامتی، کفن و سدر و کافور خود را‏‎ ‎‏تهیه کند.‏

‏‏ ‏‏‏احکام حُنوط‏ بعد از غسل واجب است میت را حنوط کنند، یعنی به پیشانی و‏‎ ‎‏کف دستها و سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاهای او کافور بمالند. و مستحب‏‎ ‎‏است به سر بینی میت هم کافور بمالند و باید کافور ساییده و تازه باشد و اگر بواسطۀ‏‎ ‎‏کهنه بودن، عطر او از بین رفته باشد کافی نیست.‏

‏‏ در حنوط میت، مراعات ترتیب بین اعضای سجود لازم نیست‏‎ ‎‏اگرچه مستحب است اوّل کافور را به پیشانی میت بمالند.‏

‏‏ ‏‏ بهتر آن است که میت را پیش از کفن کردن، حنوط نمایند اگرچه در‏‎ ‎‏بین کفن کردن و بعد از آن هم مانعی ندارد.‏

‏‏ کسی که برای حج احرام بسته است، اگر پیش از تمام کردن سعی‏‎ ‎‏بین صفا و مروه بمیرد، حنوط کردن او جائز نیست، و نیز اگر در احرام عمره پیش از‏‎ ‎‏آن که موی خود را کوتاه کند بمیرد نباید او را حنوط کنند.‏

‏‏ زنی که شوهر او مرده و هنوز عده اش تمام نشده اگرچه حرام است‏
‏‎‎‏خود را خوشبو کند، ولی چنانچه بمیرد حنوط او واجب است.‏

‏‏ ‏‏ مکروه است میت را با مشک و عنبر و عود و عطرهای دیگر‏‎ ‎‏خوشبو کنند یا برای حنوط اینها را با کافور مخلوط نمایند.‏

‏‏ مستحب است، قدری تربت حضرت سیدالشهداء ‏‏علیه السلام‏‏ با کافور‏‎ ‎‏مخلوط کنند، ولی باید از آن کافور به جاهایی که بی احترامی می شود نرسانند و نیز‏‎ ‎‏باید تربت به قدری زیاد نباشد، که وقتی با کافور مخلوط شد، آن را کافور نگویند.‏

‏‏ ‏‏ اگر کافور به اندازۀ غسل و حنوط نباشد بنابر احتیاط واجب غسل‏‎ ‎‏را مقـدم دارند، و اگر برای هفت عضو نرسد بنابر احتیاط واجب پیشانی را مقدم‏‎ ‎‏دارند.‏

‏‏ مستحب است دو چوب تر و تازه در قبر همراه میت بگذارند.‏

‏‏ ‏‏‏احکام نماز میت‏

‏‏ نماز خواندن بر میت مسلمان، اگرچه بچه باشد واجب است، ولی‏‎ ‎‏باید پدر و مادر آن بچه یا یکی از آنان مسلمان باشند و شش سال بچه تمام شده‏‎ ‎‏باشد.‏

‏‏ نماز میت باید بعد از غسل و حنوط و کفن کردن او خوانده شود، و‏‎ ‎‏اگر پیش از اینها، یا در بین اینها بخوانند، اگرچه از روی فراموشی یا ندانستن مساله‏‎ ‎‏باشد کافی نیست.‏

‏‏ ‏‏ کسی که می خواهد نماز میت بخواند، لازم نیست با وضو یا غسل یا‏‎ ‎‏تیمم باشد و بدن و لباسش پاک باشد، و اگر لباس او غصبی هم باشد اشکال ندارد،‏‎ ‎‏اگرچه احتیاط مستحب آن است که تمام چیزهایی را که در نمازهای دیگر لازم است‏‎ ‎‏رعایت کند.‏

‏‏ ‏‏ کسی که به میت نماز می خواند، باید رو به قبله باشد و نیز واجب‏‎ ‎‏است میت را مقابل او به پشت بخوابانند، بطوری که سر او به طرف راست نمازگزار و‏‎ ‎‏پای او به طرف چپ نمازگزار باشد.‏

‎‏ مکان نمازگزار باید از جای میت پست تر یا بلندتر نباشد ولی پستی‏‎ ‎‏و بلندی مختصر اشکال ندارد.‏

‏‏ نمازگزار باید از میت دور نباشد، ولی کسی که نماز میت را به‏‎ ‎‏جماعت می خواند اگر از میت دور باشد، چنانچه صفها به یکدیگر متصل باشد‏‎ ‎‏اشکال ندارد.‏

‏‏ نمازگزار باید مقابل میت بایستد، ولی اگر نماز به جماعت خوانده‏‎ ‎‏شود و صف جماعت از دو طرف میت بگذرد، نماز کسانی که مقابل میت نیستند‏‎ ‎‏اشکال ندارد.‏

‏‏ بین میت و نمازگزار، باید پرده و دیوار یا چیزی مانند اینها نباشد‏‎ ‎‏ولی اگر میت در تابوت و مانند آن باشد اشکال ندارد.‏

‏‏ ‏‏ در وقت خواندن نماز، باید عورت میت پوشیده باشد و اگر کفن‏‎ ‎‏کردن او ممکن نیست، باید عورتش را اگرچه با تخته و آجر و مانند اینها باشد‏‎ ‎‏بپوشانند.‏

‏‏ نماز میت را باید ایستاده و با قصد قربت بخواند. و در موقع نیت،‏‎ ‎‏میت را معین کند، مثلاً نیت کند نماز می خوانم بر این میت قربةً الی الله.‏

‏‏ اگر کسی نباشد که بتواند نماز میت را ایستاده بخواند، می شود‏‎ ‎‏نشسته بر او نماز خواند.‏

‏‏ ‏‏ اگر میت وصیت کرده باشد که شخص معینی بر او نماز بخواند،‏‎ ‎‏احتیاط واجب آن است که آن شخص از ولیّ میت اجازه بگیرد و بر ولیّ هم بنابر‏‎ ‎‏احتیاط واجب، واجب است که اجازه بدهد.‏

‏‏ مکروه است بر میت چند مرتبه نماز بخوانند، ولی اگر میت اهل‏‎ ‎‏علم و تقوی باشد مکروه نیست.‏

‏‏ اگر میت را عمداً یا از روی فراموشی یا به جهت عذری بدون نماز‏‎ ‎‏دفن کنند، یا بعد از دفن معلوم شود، نمازی که بر او خوانده شده باطل بوده است تا‏‎ ‎‏وقتی جسد او از هم نپاشیده واجب است با شرطهایی که برای نماز میت گفته شد به‏‎ ‎‏قبرش نماز بخوانند.‏

‎‏دستور نماز میت‏ ‏‏ نماز میت پنج تکبیر دارد و اگر نمازگزار پنج تکبیر به این ترتیب‏‎ ‎‏بگوید کافی است:‏

‏‏بعد از نیت و گفتن تکبیر اول بگوید ‏‏اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلاَّ الله وَ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ‏‎ ‎‏الله.‏ و بعد از تکبیر دوم بگوید: ‏‏اَللهمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.‏ و بعد از تکبیر سوم بگوید: ‏‏اَللهمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِناتِ.‏ و بعد از تکبیر چهارم اگر میت مرد است بگوید: ‏‏اَللهمَّ اغفِر لِهذَا المَیِّتِ ‏‏و اگر زن‏‎ ‎‏است بگوید: ‏‏اَللهمَّ اغفِر لِهذِهِ المَیِّتِ ‏‏و بعد تکبیر پنجم را بگوید.‏

‏‏و بهتر است بعد از تکبیر اول بگوید: ‏‏اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلاَّ الله وَحدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ وَ‏‎ ‎‏اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَ رَسُولُهُ اَرسَلَهُ بِالحقِّ بَشیراً وَ نَذیراً بَینَ یَدَیِ السَّاعَةِ.‏

‏‏و بعد از تکبیر دوم بگوید: ‏‏اَللهمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بارِک عَلی‏‎ ‎‏مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارحَم مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ کَاَفضَلِ مَا صَلَّیتَ وَ بارَکتَ وَ‏‎ ‎‏تَرَحَّمتَ عَلی اِبراهیمَ وَ آلِ اِبراهیمَ اِنَّکَ حَمیدٌ مَجیدٌ وَ صَلِّ عَلی جَمیعِ الانبِیاءِ وَ‏‎ ‎‏المُرسَلینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصِّدِّیقینَ وَ جَمیعِ عِبادِ الله الصّالِحینَ.‏

‏‏و بعد از تکبیر سوم بگوید:‏‏ اَللهمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِناتِ وَ المُسلِمینَ وَ‏‎ ‎‏المُسلِماتِ اَلاحیاءِ مِنهُم وَ اَلامواتِ تابِـع بَینَنا وَ بَینَهُم بِالخَیراتِ اِنَّکَ مُجیبُ‏‎ ‎‏الدَّعَواتِ اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَی ءٍ قَدِیرٌ.‏

‏‏و بعد از تکبیر چهارم اگر میت مرد است بگوید: ‏‏اَللهمَّ اِنَّ هَذَا عَبدُکَ وَ ابنُ عَبدِکَ‏‎ ‎‏وَ ابنُ اَمَتِکَ نَزَلَ بِکَ وَ اَنتَ خَیرُ مَنزولٍ بِهِ اَللهمَّ اِنّا لا نَعلَمُ مِنهُ اِلاّ خَیراً وَ اَنتَ اَعلَمُ بِهِ‏‎ ‎‏مِنّا اَللهمَّ اِن کانَ مُحسِناً فَزِد فِی اِحسانِهِ وَ اِن کانَ مُسِیئاً فَتَجَاوَز عَنهُ وَ اغفِر لَهُ اَللهمَّ‏‎ ‎‏اجعَلهُ عِندَکَ فی اَعلَی عِلِّیّینَ وَاخلُف عَلَی اَهلِهِ فِی الغابِرینَ وَ ارحَمهُ بِرَحمَتِکَ یا‏‎ ‎‏اَرحَمَ الرَّاحِمینَ.‏

‏‏و بعد تکبیر پنجم را بگوید ولی اگر میت زن است بعد از تکبیر چهارم بگوید:‏‎ ‎‏اَللهمَّ اِنَّ هذِهِ اَمَتُکَ وَابنَةُ عَبدِکَ وَ ابنَةُ اَمَتِکَ نَزَلَت بِکَ وَ اَنتَ خَیرُ مَنزُولٍ بِهِ اَللهمَّ اِنَّا‏ ‎‏لانَعلَمُ مِنها اِلاّ خَیراً وَ اَنتَ اَعلَمُ بِهَا مِنَّا اَللهمَّ اِن کانَت مُحسِنَةً فَزِد فِی اِحسانِها وَ اِن‏‎ ‎‏کانَت مُسِیئَةً فَتَجاوَز عَنهَا وَ اغفِرلَهَا اَللهمَّ اجعَلهَا عِندَکَ فِی اَعلَی عِلِّیِّینَ وَ اخلُف‏‎ ‎‏عَلی اَهلِها فِی الغابِرِینَ وَ ارحَمها بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الرَّاحِمینَ.‏

‏‏ باید تکبیرها و دعاها را طوری پشت سر هم بخواند که نماز از‏‎ ‎‏صورت خود خارج نشود.‏

‏‏ کسی که نماز میت را به جماعت می خواند باید تکبیرها و دعاهای‏‎ ‎‏آن را هم بخواند.‏

‏‏ ‏‏‏مستحبات نماز میت‏ چند چیز در نماز میت مستحب است.‏

‏‏اول: کسی که نماز میت می خواند با وضو یا غسل یا تیمم باشد، و احتیاط‏‎ ‎‏مستحب آن است در صورتی تیمم کند که وضو و غسل ممکن نباشد، یا بترسد که اگر‏‎ ‎‏وضو بگیرد یا غسل کند به نماز میت نرسد.‏

‏‏دوم: اگر میت مرد است، امام جماعت یا کسی که فرادی به او نماز می خواند‏‎ ‎‏مقابل وسط قامت او بایستد و اگر میّت زن است مقابل سینه اش بایستد.‏

‏‏سوم: پا برهنه نماز بخواند.‏ چهارم: در هر تکبیر دستها را بلند کند.‏ پنجم: فاصله او با میت بقدری کم باشد که اگر باد لباسش را حرکت دهد به‏‎ ‎‏جنازه برسد.‏ ششم: نماز میت را به جماعت بخواند.‏ هفتم: امام جماعت تکبیر و دعاها را بلند بخواند و کسانی که با او نماز‏‎ ‎‏می خوانند، آهسته بخوانند.‏ هشتم: در جماعت اگر چه ماموم یک نفر باشد، عقب امام بایستد.‏ نهم: نمازگزار به میت و مومنین زیاد دعا کند.‏ دهم: پیش از نماز سه مرتبه بگوید اَلصَّلاة.‏ یازدهم: نمازرا درجایی بخوانند که مردم برای نماز میت بیشتر به آنجا می روند.‏ دوازدهم: زن حائض اگرنماز میت را به جماعت می خواند درصفی تنها بایستد.‏ خواندن نماز میت در مساجد مکروه است ولی در مسجد الحرام‏‎ ‎‏مکروه نیست.‏

‏‏ ‏‏‏احکام دفن‏ واجب است میت را طوری در زمین دفن کنند، که بوی او بیرون‏‎ ‎‏نیاید و درندگان هم نتوانند بدنش را بیرون آورند و در صورتی که ترس درنده و‏‎ ‎‏نزدیک شدن انسانی که از بوی میت اذیت شود در بین نباشد اقوی کفایت تنها عنوان‏‎ ‎‏دفن در زمین است اگرچه احتیاط مستحب آن است که گودی قبر به همان اندازۀ‏‎ ‎‏مذکور در بالا باشد، و اگر ترس آن باشد که جانور بدن او را بیرون آورد، باید قبر را با‏‎ ‎‏آجر و مانند آن محکم کنند.‏

‏‏ اگر دفن میت در زمین ممکن نباشد، می توانند به جای دفن، او را‏‎ ‎‏در بنا یا تابوت بگذارند.‏

‏‏ میت را باید در قبر به پهلوی راست طوری بخوابانند که جلوی بدن‏‎ ‎‏او رو به قبله باشد.‏

‏‏ اگر کسی در کشتی بمیرد، چنانچه جسد او فاسد نمی شود و بودن‏‎ ‎‏او در کشتی مانعی ندارد، باید صبر کنند تا به خشکی برسند و او را در زمین دفن کنند‏‎ ‎‏وگرنه، باید در کشتی غسلش بدهند و حنوط و کفن کنند و پس از خواندن نماز میت‏‎ ‎‏چیز سنگینی به پایش ببندند و به دریا بیندازند یا او را در خمره بگذارند و درش را‏‎ ‎‏ببندند و به دریا بیندازند و اگر ممکن است باید او را در جایی بیندازند که فوراً طعمه‏‎ ‎‏حیوانات نشود.‏

‏‏ اگر بترسند که دشمن، قبر میت را بشکافد و بدن او را بیرون آورد و‏‎ ‎‏گوش یا بینی یا اعضای دیگر او را ببرد چنانچه ممکن باشد باید بطوری که در مساله‏‎ ‎‏پیش گفته شد او را به دریا بیندازند.‏

‏‏ ‏‏مخارج انداختن دردریا ومخارج محکم کردن قبرمیت را درصورتی‏‎ ‎‏که لازم باشد، باید از اصل مال میت بردارند.‏

‏‎‏ ‏‏ اگر زن کافره بمیرد و بچه در شکم او مرده باشد، چنانچه پدر بچه‏‎ ‎‏مسلمان باشد، باید زن را در قبر به پهلوی چپ پشت به قبله بخوابانند که روی بچه به‏‎ ‎‏طرف قبله باشد بلکه اگر هنوز روح هم به بدن او داخل نشده باشد، بنابر احتیاط‏‎ ‎‏واجب باید به همین دستور عمل کنند.‏

‏‏ دفن مسلمان، در قبرستان کفار و دفن کافر، در قبرستان مسلمانان‏‎ ‎‏جائز نیست.‏

‏‏ دفن مسلمان در جایی که بی احترامی به او باشد، مانند جایی که‏‎ ‎‏خاکروبه و کثافت می ریزند، جایز نیست.‏

‏‏ میت را نباید در جای غصبی دفن کنند و دفن کردن در جایی که‏‎ ‎‏برای غیر دفن کردن وقف شده و در مسجد اگر ضرر به مسلمانان باشد یا مزاحم‏‎ ‎‏نمازشان باشد جایز نیست، بلکه اقوی آن است که اصلاً در مسجد دفن نکنند و در‏‎ ‎‏زمینی که مثل مسجد برای غیر دفن کردن وقف شده جائز نیست.‏

‏‏ ‏‏ دفن میّت در قبر مردۀ دیگر اگر موجب نبش شود جائز نیست.‏

‏‏ چیزی که از میت جدا می شود، اگرچه مو و ناخن و دندانش باشد،‏‎ ‎‏باید با او دفن شود و اگر موجب نبش شود، احتیاط آن است که جدا دفن شود. و دفن‏‎ ‎‏ناخن و دندانی که در حال زندگی از انسان جدا می شود مستحب است.‏

‏‏ ‏‏ اگر کسی در چاه بمیرد و بیرون آوردنش ممکن نباشد باید درِ چاه‏‎ ‎‏را ببندند و همان چاه را قبر او قرار دهند، و در صورتی که چاه مال غیر باشد باید به‏‎ ‎‏نحوی او را راضی کنند.‏

‏‏ اگر بچه در رحم مادر بمیرد و ماندنش در رحم برای مادر خطر‏‎ ‎‏داشته باشد، باید به آسانترین راه او را بیرون آورند، و چنانچه ناچار شوند که او را‏‎ ‎‏قطعه قطعه کنند اشکال ندارد، ولی باید به وسیلۀ شوهرش اگر اهل فن است یا زنی‏‎ ‎‏که اهل فن باشد او را بیرون بیاورند و اگر ممکن نیست مرد محرمی که اهل فن باشد،‏‎ ‎‏و اگر آن هم ممکن نشود مرد نامحرمی که اهل فن باشد بچه را بیرون بیاورد، و در‏‎ ‎‏صورتی که آن هم پیدا نشود کسی که اهل فن نباشد می تواند بچه را بیرون آورد.‏

‏‏ ‏‏ هرگاه مادر بمیرد و بچه در شکمش زنده باشد اگرچه امید زنده‏
‏‎

‎‏ماندن طفل را نداشته باشند باید به وسیلۀ کسانی که در مساله پیش گفته شد از هر‏‎ ‎‏طرفی که بچه سالم بیرون می آید بچه را بیرون آورند و دوباره بدوزند ولی اگر بین‏‎ ‎‏پهلوی چپ و راست در سالم بودن بچه فرقی نباشد احتیاط واجب آن است که از‏‎ ‎‏پهلوی چپ بیرون آورند.‏

‏‏مستحبات دفن‏ خوب است به امید آن که مطلوب پروردگار باشد قبر را به اندازۀ قد‏‎ ‎‏انسان متوسط گود کنند و میت را در نزدیکترین قبرستان دفن نمایند، مگر آن که‏‎ ‎‏قبرستان دورتر، از جهتی بهتر باشد، مثل آن که مردمان خوب در آنجا دفن شده‏‎ ‎‏باشند، یا مردم برای فاتحۀ اهل قبور بیشتر به آنجا بروند و نیز جنازه را در چند زرعی‏‎ ‎‏قبر، زمین بگذارند و تا سه مرتبه کم کم نزدیک ببرند، و در هر مرتبه زمین بگذارند و‏‎ ‎‏بردارند و در نوبت چهارم وارد قبر کنند و اگر میت مرد است در دفعۀ سوم طوری‏‎ ‎‏زمین بگذارند که سر او طرف پایین قبر باشد و در دفعۀ چهارم از طرف سر وارد قبر‏‎ ‎‏نمایند و اگر زن است در دفعۀ سوم طرف قبلۀ قبر بگذارند و به پهنا وارد قبر کنند و در‏‎ ‎‏موقع وارد کردن، پارچه ای روی قبر بگیرند، و نیز جنازه را به آرامی از تابوت بگیرند‏‎ ‎‏و وارد قبر کنند، و دعاهایی که دستور داده شده، پیش از دفن و موقع دفن بخوانند و‏‎ ‎‏بعد از آن که میت را در لحد گذاشتند، گره های کفن را باز کنند و صورت میت را روی‏‎ ‎‏خاک بگذارند و بالشی از خاک زیر سر او بسازند و پشت میت، خشت خام یا کلوخی‏‎ ‎‏بگذارند که میت به پشت برنگردد و پیش از آن که لحد را بپوشانند، دست راست را‏‎ ‎‏به شانۀ راست میت بزنند و دست چپ را به قوت بر شانۀ چپ میت بگذارند و دهان‏‎ ‎‏را نزدیک گوش او ببرند و به شدّت حرکتش دهند و سه مرتبه بگویند:‏ اِسمَع اِفهَم یا فُلانَ بنَ فُلان ‏‏و به جای فلان اسم میت و پدرش را بگویند مثلاً‏‎ ‎‏اگر اسم او محمد و اسم پدرش علی است سه مرتبه بگویند:‏ ‏‏اِسمَع اِفهَم یا مُحَمَّدَ بنَ عَلی ‏‏پس از آن بگویند:‏ ‏‏هَل اَنتَ عَلَی العَهدِ الَّذِی فَارَقتَنا عَلَیهِ مِن شَهَادَةِ اَن لا اِلهَ اِلاَّ الله وَحدَهُ لاَ‏‎ ‎‏شَریکَ لَهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً صَلّی الله عَلَیهِ وَ آلِهِ عَبدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ سَیِّدُ النَّبِیّینَ وَ خَاتَمُ‏ المُرسَلِینَ وَ اَنَّ عَلِیاً اَمیرُ المُومِنینَ وَ سَیِّدُ الوَصِیِّینَ وَ اِمامُ افتَرَضَ الله طاعَتَهُ عَلَی‏‎ ‎‏العالَمِینَ وَ اَنَّ الحَسَنَ وَ الحُسَینَ وَ عَلِیَ بنَ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدَ بنَ عَلِیٍّ وَ جَعفَرَبنَ‏‎ ‎‏مُحَمَّدٍ وَ مُوسَـی بـنَ جَعفَـرٍ وَ عَلِّیَ بنَ مُوسی وَ مُحَمَّدَ بنَ عَلِیٍّ وَ عَلِیَّ بنَ مُحَمَّدٍ وَ‏‎ ‎‏الحَسَنَ بنَ عَلِیٍّ وَ القائِمَ الحُجَّةَ المَهدِیَّ صَلَواتُ الله عَلَیهِم اَئِمَّةُ المُومِنینَ وَ حُجَجُ‏‎ ‎‏الله عَلَی الخَلقِ اَجمَعِینَ وَ اَئِمَّتُکَ اَئِمَّةُ هُدیً بِکَ اَبرارٌیا فُلانَ بنَ فُلانٍ ‏‏و به جای فلان‏‎ ‎‏بن فلان اسم میت و پدرش را بگوید:‏ و بعد بگوید ‏‏اِذا اَتاکَ المَلَکانِ المُقَرَّبانِ رَسُولَینِ مِن عِندِ الله تَبارَکَ وَ تَعالَی وَ‏‎ ‎‏سَئَلاکَ عَن رَبِّکَ وَ عَن نَبِیِّکَ وَ عَن دِینِکَ وَ عَن کِتابِکَ وَ عَن قِبلَتِکَ وَ عَن اَئِمَّتِکَ فَلا‏‎ ‎‏تَخَف وَ لا تَحزَن وَ قُل فی جَوابِهِما الله رَبِّی وَ مُحَمَّدٌ صَلَّی الله عَلَیهِ وَ آلِهِ نَبِیِّی وَ‏‎ ‎‏الاسلامُ دِینِی وَ القُرآنُ کِتابِی وَ الکَعبَةُ قِبلَتِی وَ اَمیرُ المُومِنینَ عَلِیُّ بنُ اَبِیطالِبٍ‏‎ ‎‏اِمَامِی وَ الحَسَنُ بنُ عَلیٍّ المُجتَبَی اِمَامِی وَ الحُسَینُ بنُ عَلِیٍّ الشَّهیدُ بِکَربَلا اِمامِی وَ‏‎ ‎‏عَلِیٌّ زَینُ العابِدِینَ اِمَامِی وَ مُحَمَّدٌ البَاقِرُ اِمَامِی وَ جَعفَرٌ الصَّادِقُ اِمَامِی، وَ مُوسَی‏‎ ‎‏الکاظِمُ اِمَامی، وَ عَلیٌّ الرِضا اِمَامی، وَ مُحَمَّدٌ الجَوادُ اِمَامی، وَ عَلیٌّ الهَادِی اِمَامِی وَ‏‎ ‎‏الحَسَنُ العَسکَریُّ اِمَامِی وَ الحُجَّةُ المُنتَظَرُ اِمَامِی هولاءِ صَلَواتُ الله عَلَیهِم اَجمَعِینَ‏‎ ‎‏اَئِمَّتِی وَ سَادَتِی وَ قَادَتِی وَ شُفَعَائِی بِهِم اَتَولَّی وَ مِن اَعدائِهِم اَتَبَرَّءُ فِی الدُّنیَا وَ‏‎ ‎‏الاخِرَةِ ثُمَّ اعلَم یا فُلانَ بنَ فُلانٍ ‏‏و به جای فلان بن فلان اسم میت و پدرش را بگوید‏‎ ‎‏بعد بگوید ‏‏اَنَّ الله تَبَارَکَ وَ تَعَالَی نِعمَ الرَّبُّ وَ اَنَّ مُحَمَّداً صَلَّی الله عَلَیهِ وَ آلِهِ نِعمَ‏‎ ‎‏الرَّسُولُ وَ اَنَّ عَلِیَّ بنَ اَبِیطالِبٍ وَ اَولادَهُ المَعصُومینَ الائِمَّةَ الاثنَی عَشَرَ نِعمَ الائِمَّةُ وَ‏‎ ‎‏اَنَّ مَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ صَلَّی الله عَلَیهِ وَ آلِهِ حَقٌ وَ اَنَّ المَوتَ حَقٌ وَ سُوالَ مُنکَرٍ وَ نَکیرٍ‏‎ ‎‏فِی القَبرِ حَقٌّ وَ البَعثَ حَقٌّ وَ النُّشُورَ حَقٌّ وَ الصِّراطَ حَقٌّ وَ المِیزَانَ حَقٌّ وَ تَطایُرَ‏‎ ‎‏الکُتُبِ حَقٌّ وَ اَنَّ الجَنَّةَ حَقٌّ وَ النّارَ حَقٌّ وَ اَنَّ السَّاعَةَ آتِیَةٌ لاَ رَیبَ فِیهَا وَ اَنَّ الله یَبعَثُ‏‎ ‎‏مَن فِی القُبُورِ ‏‏پس بگوید‏‏ اَفَهِمتَ یا فُلانُ ‏‏و به جای فلان اسم میت را بگوید پس از آن‏‎ ‎‏بگوید ‏‏ثَبَّتَکَ الله بِالقَولِ الثَّابِتِ وَ هَداکَ الله اِلَی صِرَاطٍ مُستَقِیمٍ عَرَّفَ الله بَینَکَ وَ‏‎ ‎‏بَینَ اَولیائِکَ فِی مُستَقَرٍ مِن رَحمَتِهِ ‏‏پس بگوید ‏‏اَللهمَّ جَافِ الارضَ عَن جَنبَیهِ وَ اصعَد‏‎ ‎‏بِرُوحِهِ اِلَیکَ وَ لَقِّهِ مِنکَ بُرهَاناً اَللهمَّ عَفوَک عَفوَک.‏

‏‏ خوب است به امید این که مطلوب پروردگار است کسی که میت را‏ ‎‏در قبر می گذارد، با طهارت و سر برهنه و پا برهنه باشد و از طرف پای میت از قبر‏‎ ‎‏بیرون بیاید و غیر از خویشان میت کسانی که حاضرند، با پشت دست خاک بر قبر‏‎ ‎‏بریزند و بگویند ‏‏اِنَّا لله وَ اِنّا اِلَیهِ راجِعُونَ‏‏. اگر میت زن است کسی که با او محرم‏‎ ‎‏می باشد او را در قبر بگذارد و اگر محرمی نباشد خویشانش او را در قبر بگذارند.‏

‏‏ خوب است به امید این که مطلوب پروردگار است قبر را مربع یا‏‎ ‎‏مربع مستطیل بسازند و به اندازۀ چهار انگشت از زمین بلند کنند و نشانه ای روی آن‏‎ ‎‏بگذارند که اشتباه نشود و روی قبر آب بپاشند، و بعد از پاشیدن آب کسانی که‏‎ ‎‏حاضرند، دستها را برقبر بگذارند وانگشتها را بازکرده درخاک فرو برند وهفت مرتبه‏‎ ‎‏سوره مبارکۀ ‏‏اِنّا اَنزَلناهُ ‏‏بخوانند و برای میت طلب آمرزش کنند و این دعا را بخوانند.‏

‏‏اَللهمَّ جَافِ الارضَ عَن جَنبَیهِ وَ اَصعِد اِلَیکَ روُحَهُ وَ لَقِّهِ مِنکَ رضواناً وَ اَسکِن‏‎ ‎‏قَبرَهُ مِن رَحمَتِکَ مَا تُغنِیهِ بِهِ عَن رَحمَةِ مَن سِوَاکَ.‏

‏‏ ‏‏پس از رفتن کسانی که تشییع جنازه کرده اند مستحب است وَلِیِّ‏‎ ‎‏میت یا کسی که از طرف ولیّ اجازه دارد، دعاهایی را که دستور داده شده، به میت‏‎ ‎‏تلقین کند.‏

‏‏ بعد از دفن مستحب است صاحبان عزا را سر سلامتی دهند ولی‏‎ ‎‏اگر مدتی گذشته است که به واسطۀ سر سلامتی دادن، مصیبت یادشان می آید، ترک‏‎ ‎‏آن بهتر است، و نیز مستحب است تا سه روز برای اهل خانۀ میت غذا بفرستند و غذا‏‎ ‎‏خوردن نزد آنان و در منزلشان مکروه است.‏

‏‏ مستحب است انسان در مرگ خویشان، مخصوصاً در مرگ فرزند‏‎ ‎‏صبر کند و هر وقت میت را یاد می کند ‏‏اِنّا لله وَ اِنّا اِلَیهِ راجِعُونَ ‏‏بگوید، و برای میت‏‎ ‎‏قرآن بخواند و سر قبر پدر و مادر از خداوند حاجت بخواهد و قبر را محکم بسازد که‏‎ ‎‏زود خراب نشود.‏

‏‏ جائز نیست انسان در مرگ کسی صورت و بدن را بخراشد و به‏‎ ‎‏خود لطمه بزند.‏ پاره کردن یقه در مرگ غیر پدر و برادر جائز نیست.‏

‏‏ اگر مرد در مرگ زن یا فرزند یقه یا لباس خود را پاره کند یا اگر زن‏ در عزای میت صورت خود را بخراشد به طوری که خون بیاید یا موی خود را بکند،‏‎ ‎‏باید یک بنده آزاد کند، یا ده فقیر را طعام دهد و یا آنها را بپوشاند و اگر نتواند باید سه‏‎ ‎‏روز روزه بگیرد بلکه اگر خون هم نیاید بنابر احتیاط واجب به این دستور عمل نماید.‏ ‏‏ احتیاط واجب آن است که در گریۀ بر میت صدا را خیلی بلند‏‎ ‎‏نکنند.‏

‏‏نماز وحشت‏ مستحب است در شب اول قبر، دو رکعت نماز وحشت برای میت‏‎ ‎‏بخوانند و دستور آن این است که، در رکعت اول بعد از حمد یک مرتبه آیة الکرسی و‏‎ ‎‏در رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره انّا انزلناه بخوانند و بعد از سلام نماز‏‎ ‎‏بگویند ‏‏اَللهمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ابعَث ثَوَابَهَا اِلَی قَبرِ فُلانٍ ‏‏و به جای کلمه‏‎ ‎‏فلان اسم میت را بگویند.‏

‏‏ نماز وحشت را در هر موقع از شب اول قبر می شود خواند، ولی‏‎ ‎‏بهتر است در اول شب بعد از نماز عشا خوانده شود.‏

‏‏ اگر بخواهند میت را به شهر دوری ببرند، یا به جهت دیگر دفن او‏‎ ‎‏تاخیر بیفتد، باید نماز وحشت را تا شب اول قبر او تاخیر بیندازند.‏

احکام طهارت تیمم

‏‏در هفت مورد به جای وضو و غسل باید تیمم کرد:

‏‏اول: از موارد تیمم‏ آن که تهیۀ آب بقدر وضو یا غسل ممکن نباشد.‏

‏‏ ‏‏ اگر انسان در آبادی باشد، باید برای تهیۀ آب وضو و غسل، بقدری‏‎ ‎‏جستجو کند که از پیدا شدن آن ناامید شود، و اگر در بیابان باشد، چنانچه زمین آن‏‎ ‎‏پست و بلند است و یا بواسطه درخت و مانند آن عبور در آن زمین مشکل است باید‏‎ ‎‏در هر یک از چهارطرف به اندازۀ پرتاب یک تیر قدیمی که با کمان پرتاب‏‎ ‎‏می کردند‏‎[1]‎‏ در جستجوی آب برود و اگر زمین آن اینطور نیست، باید در هر طرف به‏‎ ‎‏اندازۀ پرتاب دو تیر جستجو نماید.‏

‏‏ ‏‏ اگر بعضی از چهار طرف هموار و بعضی دیگر پست و بلند یا عبور‏‎ ‎‏در آن مشکل باشد، باید در طرفی که هموار است به اندازۀ پرتاب دو تیر و در طرفی‏‎ ‎‏که اینطور نیست به اندازۀ پرتاب یک تیر جستجو کند.‏

‏‏ در هر طرفی که یقین دارد آب نیست، در آن طرف جستجو لازم‏‎ ‎‏نیست.‏

‏‏ کسی که وقت نماز او تنگ نیست و برای تهیۀ آب وقت دارد، اگر‏‎ ‎‏یقین دارد، در محلی دورتر از مقداری که باید جستجو کند آب هست در صورتی که‏‎ ‎‏مانعی نباشد و مشقت هم نداشته باشد باید برای تهیۀ آب برود، و اگر گمان دارد آب‏‎ ‎‏هست رفتن به آن محل لازم نیست ولی اگر اطمینان داشته باشد، بنابر احتیاط واجب‏‎ ‎‏باید برای تهیۀ آب به آن محل برود.‏

‏‏‏ لازم نیست خود انسان در جستجوی آب برود، بلکه می تواند کسی‏‎ ‎‏را که به گفتۀ او اطمینان دارد بفرستد و در این صورت اگر یک نفر از طرف چند نفر‏‎ ‎‏برود کافی است.‏

‏‏ ‏‏ اگر احتمال دهد که داخل بار سفر خود، یا در منزل یا در قافله آب‏‎ ‎‏هست باید بقدری جستجو نماید که به نبودن آب یقین کند یا از پیدا کردن آن ناامید‏‎ ‎‏شود.‏

‏‏ اگر پیش از وقت نماز جستجو نماید و آب پیدا نکند و تا وقت نماز‏‎ ‎‏همان جا بماند، لازم نیست که دوباره در جستجوی آب برود.‏

‏‏ ‏‏ اگر بعد از داخل شدن وقت نماز جستجو کند و آب پیدا نکند و تا‏‎ ‎‏وقت نماز دیگر در همان جا بماند، جستجو لازم نیست.‏

‏‏ ‏‏ اگر از درنده بترسد، یا جستجوی آب بقدری سخت باشد که نتواند‏‎ ‎‏تحمل کند یا وقت نماز بقدری تنگ باشد که هیچ نتواند جستجو کند، جستجو لازم‏‎ ‎‏نیست ولی اگر بتواند مقداری جستجو کند به همان مقدار جستجو لازم است، و اگر‏‎ ‎‏از دزد بر جان یا مال خودش بترسد نباید در جستجوی آب برود، ولی اگر مالی که‏‎ ‎‏احتمال می دهد از بین برود به حسب حال او قابل اعتنا نباشد و ترس دیگری هم‏‎ ‎‏نداشته باشد جستجوی آب واجب است.‏

‏‏ اگر در جستجوی آب نرود تا وقت نماز تنگ شود معصیت کرده،‏‎ ‎‏ولی نمازش با تیمم صحیح است.‏

‏‏ ‏‏ کسی که یقین دارد آب پیدا نمی کند، چنانچه دنبال آب نرود و با‏‎ ‎‏تیمم نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد که اگر جستجو می کرد آب پیدا می شد نمازش‏‎ ‎‏باطل است.‏

‏‏ اگر بعد از جستجو آب پیدا نکند و با تیمم نماز بخواند و بعد از نماز‏‎ ‎‏بفهمد، در جایی که جستجو کرده آب بوده نماز او صحیح است.‏

‏‏ اگر بعد از داخل شدن وقت نماز، وضو داشته باشد و بداند که اگر‏‎ ‎‏وضوی خود را باطل کند نمی تواند وضو بگیرد چنانچه بتواند بدون ضرر و مشقت‏‎ ‎‏وضوی خود را نگهدارد، نباید آن را باطل نماید، و همچنین است اگر بداند یا دو‏ شاهد عادل خبر دهند که تهیۀ آب برای او ممکن نیست بلکه اگر احتمال صحیح‏‎ ‎‏عقلایی هم بدهد احتیاط واجب آن است که وضوی خود را باطل نکند.‏

‏‏ اگر پیش از وقت نماز وضو داشته باشد و بداند یا احتمال عقلایی‏‎ ‎‏دهد یا دو شاهد عادل خبر دهند که اگر وضوی خود را باطل کند، تهیۀ آب برای او‏‎ ‎‏ممکن نیست چنانچه بتواند بدون ضرر و مشقت وضوی خود را نگهدارد احتیاط‏‎ ‎‏واجب آن است که آن را باطل نکند.‏

‏‏ کسی که فقط به مقدار وضو یا به مقدار غسل آب دارد اگر بداند یا‏‎ ‎‏دو شاهد عادل خبر دهند که اگر آن را بریزد آب پیدا نمی کند، چنانچه وقت نماز‏‎ ‎‏داخل شده باشد، ریختن آن حرام است، و احتیاط واجب آن است که پیش از وقت‏‎ ‎‏نماز هم آن را نریزد، بلکه خالی از قُوّت نیست و هرگاه احتمال عقلایی هم بدهد که‏‎ ‎‏اگر آب را بریزد دیگر آب پیدا نمی کند احتیاط واجب آن است که پیش از وقت نماز‏‎ ‎‏هم آب را نریزد.‏

‏‏ کسی که می داند یا دو شاهد عادل خبر دهند که آب پیدا نمی کند،‏‎ ‎‏اگر بعد از داخل شدن وقت نماز وضوی خود را باطل کند یا آبی که دارد بریزد‏‎ ‎‏معصیت کرده ولی نمازش با تیمم صحیح است، اگرچه احتیاط مستحب آن است که‏‎ ‎‏قضای آن نماز را بخواند. ‏

‏‏‏‏دوم: از موارد تیمم‏ اگر بواسطۀ پیری، یا ترس از دزد و جانور و مانند اینها یا نداشتن‏‎ ‎‏وسیله ای که آب از چاه بکشد، دسترسی به آب نداشته باشد، باید تیمم کند و‏‎ ‎‏همچنین است اگر تهیه کردن آب یا استعمال آن به قدری مشقّت داشته باشد که مردم‏‎ ‎‏تحمل آن را نکنند.‏

‏‏ ‏‏ اگر برای کشیدن آب از چاه، دلو و ریسمان و مانند اینها لازم دارد و‏‎ ‎‏مجبور است بخرد، یا کرایه نماید، اگرچه قیمت آن چند برابر معمول باشد، باید تهیه‏‎ ‎‏کند، و همچنین است اگر آب را به چندین برابر قیمتش بفروشند، ولی اگر تهیۀ آنها‏‎ ‎‏بقدری پول می خواهد که نسبت به حال او آن مقدار ضرر دارد، واجب نیست تهیه‏‎ ‎‏نماید.‏

‏‏‏ اگر ناچار شود که برای تهیۀ آب قرض کند، باید قرض نماید ولی‏‎ ‎‏کسی که می داند یا گمان دارد که نمی تواند قرض خود را بدهد واجب نیست قرض‏‎ ‎‏کند.‏ اگر کندن چاه مشقت ندارد، به احتیاط واجب باید برای تهیۀ آب،‏‎ ‎‏چاه بکند.‏ اگر کسی مقداری آبِ بی منت به او ببخشد باید قبول کند.‏

‏‏ ‏‏سوم: از موارد تیمم‏ اگر از استعمال آب بر جان خود بترسد، یا بترسد که بواسطۀ‏‎ ‎‏استعمال آن، مرض یا عیبی در او پیدا شود، یا مرضش طول بکشد یا شدت کند، یا به‏‎ ‎‏سختی معالجه شود، باید تیمم نماید، ولی اگر آب گرم برای او ضرر ندارد، باید با‏‎ ‎‏آب گرم وضو بگیرد یا غسل کند.‏

‏‏ ‏‏ لازم نیست یقین کند که آب برای او ضرر دارد، بلکه اگر احتمال‏‎ ‎‏ضرر بدهد، چنانچه احتمال او در نظر مردم به جا باشد و از آن احتمال ترس برای او‏‎ ‎‏پیدا شود باید تیمم کند.‏

‏‏ ‏‏ کسی که مبتلا به درد چشم است و آب برای او ضرر دارد باید تیمم‏‎ ‎‏نماید.‏

‏‏ اگر بواسطۀ یقین یا ترس ضرر، تیمم کند و پیش از نماز بفهمد که‏‎ ‎‏آب برایش ضرر ندارد، تیمم او باطل است. و اگر بعد از نماز بفهمد، نمازش صحیح‏‎ ‎‏است.‏

‏‏ ‏‏ کسی که می داند آب برایش ضرر ندارد، چنانچه غسل کند یا وضو‏‎ ‎‏بگیرد و بعد بفهمد که آب برای او ضرر داشته، وضو و غسل او صحیح است.‏

‏‏ ‏‏‏چهارم: از موارد تیمم‏ هرگاه بترسد که اگر آب را به مصرف وضو یا غسل برساند خود او‏‎ ‎‏یا عیال و اولاد او، یا رفیقش و کسانی که با او مربوطند مانند نوکر و کلفت از تشنگی‏ ‎‏بمیرند یا مریض شوند، یا بقدری تشنه شوند که تحمل آن مشقت دارد، باید به جای‏‎ ‎‏وضو وغسل تیمم نماید و نیز اگر بترسد حیوانی که مانند اسب و قاطر معمولاً برای‏‎ ‎‏خوردن، سرش را نمی برند از تشنگی تلف شود، باید آب را به آن بدهد و تیمم نماید‏‎ ‎‏اگرچه حیوان مال خودش نباشد و همچنین است اگر کسی که حفظ جان او واجب‏‎ ‎‏است بطوری تشنه باشد که اگر انسان آب را به او ندهد تلف شود.‏

‏‏ ‏‏ اگر غیر از آب پاکی که برای وضو یا غسل دارد آب نجسی هم به‏‎ ‎‏مقدار آشامیدن خود و کسانی که با او مربوطند داشته باشد، باید آب پاک را برای‏‎ ‎‏آشامیدن بگذارد و با تیمم نماز بخواند ولی چنانچه آب را برای حیوانش بخواهد‏‎ ‎‏باید آب نجس را به آن بدهد و با آب پاک، وضو و غسل را انجام دهد.‏

‏‏ ‏‏‏پنجم: از موارد تیمم‏ کسی که بدن یا لباسش نجس است و کمی آب دارد که اگر با آن‏‎ ‎‏وضو بگیرد یا غسل کند، برای آب کشیدن بدن یا لباس او نمی ماند باید بدن یا لباس‏‎ ‎‏را آب بکشد و با تیمم نماز بخواند. ولی اگر چیزی نداشته باشد که بر آن تیمم کند،‏‎ ‎‏باید آب را به مصرف وضو یا غسل برساند و با بدن یا لباس نجس نماز بخواند.‏

‏‏ ‏‏‏ششم: از موارد تیمم اگر غیر از آب یا ظرفی که استعمال آن حرام است آب یا ظرف‏‎ ‎‏دیگری ندارد، مثلاً آب یا ظرفش غصبی است و غیر از آن، آب و ظرف دیگری‏‎ ‎‏ندارد باید به جای وضو و غسل تیمم کند.‏

‏‏ ‏‏‏هفتم: از موارد تیمم‏ هرگاه وقت به قدری تنگ باشد که اگر وضو بگیرد، یا غسل کند‏‎ ‎‏تمام نماز یا مقداری از آن بعد از وقت خوانده می شود، باید تیمم کند.‏

‏‏ اگر عمداً نماز را بقدری تاخیر بیندازد که وقت وضو یا غسل نداشته‏ ‎‏باشد، معصیت کرده، ولی نماز او با تیمم صحیح است، اگرچه احتیاط مستحب آن‏‎ ‎‏است که قضای آن نماز را بخواند.‏

‏‏ کسی که شک دارد که اگر وضو بگیرد، یا غسل کند وقت برای نماز‏‎ ‎‏او می ماند یا نه، باید تیمم کند.‏

‏‏ ‏‏ کسی که بواسطۀ تنگی وقت تیمم کرده، چنانچه بعد از نماز آبی که‏‎ ‎‏داشته از دستش برود، اگرچه تیمم خود را نشکسته باشد در صورتی که وظیفه اش‏‎ ‎‏تیمم باشد، باید دوباره تیمم نماید.‏

‏‏ ‏‏ کسی که آب دارد، اگر بواسطۀ تنگی وقت با تیمم مشغول نماز شود‏‎ ‎‏و در بین نماز آبی که داشته از دستش برود، برای نمازهای بعد می تواند با همان تیمم‏‎ ‎‏نماز بخواند.‏

‏‏ اگر انسان به قدری وقت دارد که می تواند وضو بگیرد یا غسل کند و‏‎ ‎‏نماز را بدون کارهای مستحبی آن مثل اقامه و قنوت بخواند، باید غسل کند یا وضو‏‎ ‎‏بگیرد و نماز را بدون کارهای مستحبی آن به جا آورد بلکه اگر به اندازۀ سوره هم‏‎ ‎‏وقت ندارد باید غسل کند یا وضو بگیرد و نماز را بدون سوره بخواند.‏

‏‏ ‏‏چیزهایی که تیمم به آنها صحیح است تیمم به خاک و ریگ و کلوخ و سنگ اگر پاک باشند صحیح است، و‏‎ ‎‏به گِل پخته مثل آجر و کوزه نیز صحیح است.‏

‏‏ ‏‏ تیمم بر سنگ گچ و سنگ آهک و سنگ مرمر سیاه و سایر اقسام‏‎ ‎‏سنگها صحیح است ولی تیمم به جواهر مثل سنگ عقیق و فیروزه باطل می باشد و‏‎ ‎‏احتیاط واجب آن است که با بودن خاک یا چیز دیگری که تیمم به آن صحیح است، به‏‎ ‎‏گچ وآهک پخته هم تیمم نکند، واگر دسترسی به خاک ومانند آن ندارد وامردایر است‏‎ ‎‏بین گچ یا آهک پخته وبین غبار یاگل باید به احتیاط واجب جمع کند بین تیمم به هردو.‏

‏‏ ‏‏ اگر خاک و ریگ و کلوخ و سنگ پیدا نشود، باید به گرد و غباری که‏‎ ‎‏روی فرش و لباس و مانند اینهاست تیمم نماید و اگر غبار در لای لباس و فرش باشد‏‎ ‎‏تیمم به آن صحیح نیست مگر آن که اول دست بزند تا روی آن غبارآلوده شود بعد‏ تیمم کند و چنانچه گرد پیدا نشود، باید به گل تیمم کند، و اگر گل هم پیدا نشود،‏‎ ‎‏احتیاط مستحب آن است که نماز را بدون تیمم بخواند و بنابر احتیاط بعداً قضای آن‏‎ ‎‏را به جا آورد.‏

‏‏ ‏‏ اگر بتواند با تکاندن فرش و مانند آن خاک تهیه کند، تیمم به گرد‏‎ ‎‏باطل است و اگر بتواند گل را خشک کند و از آن خاک تهیه نماید، تیمم به گِل باطل‏‎ ‎‏می باشد.‏

‏‏ ‏‏ کسی که آب ندارد اگر برف یا یخ داشته باشد، چنانچه ممکن است‏‎ ‎‏باید آن را آب کند و با آن وضو بگیرد یا غسل نماید و اگر ممکن نیست و چیزی هم‏‎ ‎‏که تیمم به آن صحیح است ندارد، احتیاط مستحب آن است که نماز را بدون وضو و‏‎ ‎‏تیمم بخواند و بنابر احتیاط واجب بعداً قضا کند.‏

‏‏ اگر با خاک و ریگ چیزی مانند کاه که تیمم به آن باطل است‏‎ ‎‏مخلوط شود، نمی تواند به آن تیمم کند، ولی اگر آن چیز بقدری کم باشد که در خاک‏‎ ‎‏یا ریگ، از بین رفته حساب شود، تیمم به آن خاک و ریگ صحیح است.‏

‏‏ ‏‏ اگر چیزی ندارد که بر آن تیمم کند چنانچه ممکن است، باید به‏‎ ‎‏خریدن و مانند آن تهیه نماید.‏

‏‏ ‏‏ تیمم به دیوار گلی صحیح است و احتیاط مستحب آن است که با‏‎ ‎‏بودن زمین یا خاک خشک به زمین یا خاک نمناک تیمم نکند.‏

‏‏ چیزی که بر آن تیمم می کند باید پاک باشد و اگر چیز پاکی که تیمم‏‎ ‎‏به آن صحیح است ندارد، نماز بر او واجب نیست ولی باید قضای آن را به جا آورد.‏

‏‏ ‏‏ اگر یقین داشته باشد که تیمم به چیزی صحیح است و به آن تیمم‏‎ ‎‏نماید، بعد بفهمد تیمم به آن باطل بوده نمازهایی را که با آن تیمم خوانده باید دوباره‏‎ ‎‏بخواند.‏

‏‏ چیزی که بر آن تیمم می کند باید غصبی نباشد.‏

‏‏ ‏‏ تیمم در فضای غصبی باطل نیست، پس اگر در ملک خود، دستها‏‎ ‎‏را به زمین بزند و بی اجازه داخل ملک دیگری شود و دستها را به پیشانی بکشد،‏‎ ‎‏تیمم او باطل نمی شود.‏

‏ اگر نداند محل تیمم غصبی است، و یا فراموش کرده باشد، تیمم او‏‎ ‎‏صحیح است، اگرچه فراموش کننده خود غاصب باشد.‏

‏‏ ‏‏ کسی که در جای غصبی حبس است، اگر آب و خاک او غصبی‏‎ ‎‏است، باید با تیمم نماز بخواند.‏

‏‏ ‏‏ مستحب است چیزی که بر آن تیمم می کند، گردی داشته باشد که‏‎ ‎‏به دست بماند و بعد از زدن دست بر آن، مستحب است دست را بتکاند که گرد آن‏‎ ‎‏بریزد.‏

‏‏ ‏‏ تیمم به زمین گود و خاک جاده و زمین شوره زار که نمک روی آن را‏‎ ‎‏نگرفته مکروه است، و اگر نمک روی آن را گرفته باشد باطل است.‏

‏‏ ‏‏‏دستور تیمم‏ : در تیمم چهار چیز واجب است: اول: نیت. دوم: زدن کف دو دست‏‎ ‎‏با هم بر چیزی که تیمم به آن صحیح است. سوم: کشیدن کف هر دو دست به تمام‏‎ ‎‏پیشانی و دو طرف آن، از جایی که موی سر می روید، تا ابروها و بالای بینی و بنابر‏‎ ‎‏احتیاط واجب باید دستها روی ابروها هم کشیده شود. چهارم: کشیدن کف دست‏‎ ‎‏چپ به تمام پشت دست راست و بعد از آن کشیدن کف دست راست به تمام پشت‏‎ ‎‏دست چپ.‏

‏‏ تیمّم بدل از غسل و بدل از وضو با هم فرقی ندارند.‏

‏‏ ‏‏‏احکام تیمّم‏ اگر مختصری از پیشانی و پشت دستها را هم مسح نکند تیمم باطل‏‎ ‎‏است، چه عمداً مسح نکند، یا مساله را نداند، یا فراموش کرده باشد ولی دقت زیاد‏‎ ‎‏هم لازم نیست وهمین قدرکه بگویند تمام پیشانی وپشت دست مسح شده کافی است.‏

‏‏ ‏‏ برای آن که یقین کند تمام پشت دست را مسح کرده باید مقداری‏‎ ‎‏بالاتر از مچ را هم مسح نماید، ولی مسح بین انگشتان لازم نیست.‏

‏‏ پیشانی و پشت دستها را باید از بالا به پایین مسح نماید و کارهای‏‎‏آن را باید پشت سرهم به جا آورد و اگر بین آنها بقدری فاصله دهد که نگویند تیمم‏‎ ‎‏می کند باطل است.‏

‏‏ در موقع نیت باید معین کند که تیمم او بدل از غسل است یا بدل از‏‎ ‎‏وضو، و اگر بدل از غسل باشد باید آن غسل را معین نماید، و چنانچه اشتباهاً به جای‏‎ ‎‏بدل از وضو، بدل از غسل یا به جای بدل از غسل، بدل از وضو نیّت کند، یا مثلاً در‏‎ ‎‏تیمم بدل ازغسل جنابت، نیت تیمم بدل ازغسل مس میت نماید، تیمم اوباطل است.‏

‏‏ درتیمم باید پیشانی وکف دستها وپشت دستها پاک باشد و اگر کف‏‎ ‎‏دست نجس باشد و نتواند آن را آب بکشد، باید با همان کف دست نجس تیمم کند.‏

‏‏ انسان باید برای تیمم انگشتر را از دست بیرون آورد و اگر در‏‎ ‎‏پیشانی یا پشت دستها یا در کف دستها مانعی باشد، مثلاً چیزی به آنها چسبیده‏‎ ‎‏باشد، باید برطرف نماید.‏

‏‏ اگر پیشانی یا پشت دستها زخم است و پارچه یا چیز دیگری را که‏‎ ‎‏بر آن بسته نمی تواند باز کند، باید دست را روی آن بکشد و نیز اگر کف دست زخم‏‎ ‎‏باشد و پارچه یا چیز دیگری را که بر آن بسته نتواند باز کند، باید دست را با همان‏‎ ‎‏پارچه به چیزی که تیمم به آن صحیح است بزند و به پیشانی و پشت دستها بکشد.‏

‏‏ ‏‏ اگر پیشانی و پشت دستها مو داشته باشد اشکال ندارد ولی اگر‏‎ ‎‏موی سر روی پیشانی آمده باشد، باید آن را عقب بزند.‏

‏‏ اگر احتمال دهد که در پیشانی و کف دستها یا پشت دستها مانعی‏‎ ‎‏هست، چنانچه احتمال او در نظر مردم به جا باشد باید جستجو نماید، تا یقین یا‏‎ ‎‏اطمینان پیدا کند که مانعی نیست.‏

‏‏ ‏‏ اگر وظیفۀ او تیمم است و نمی تواند تیمم کند، باید نائب بگیرد. و‏‎ ‎‏کسی که نائب می شود، باید او را با دست خود او تیمم دهد و اگر ممکن نباشد باید‏‎ ‎‏نائب، دست خود را به چیزی که تیمم به آن صحیح است بزند و به پیشانی و پشت‏‎ ‎‏دستهای او بکشد.‏

‏‏ اگر بعد از آن که وارد تیمم شد شک کند که قسمت پیش از آن را‏‎ ‎‏فراموش کرده یا نه، اعتنا نکند و تیمم او صحیح است، و نیز اگر بعد از به جا آوردن‏‎ ‎‏هر جزء شک کند که درست به جا آورده یا نه اعتنا نکند و تیمم او صحیح است.‏

‏‏‎‎‏ اگر بعد از مسح دست چپ شک کند که درست تیمم کرده یا نه،‏‎ ‎‏تیمم او صحیح است.‏

‏‏ ‏‏ کسی که وظیفه اش تیمم است بنابر احتیاط واجب نباید پیش از‏‎ ‎‏وقت نماز برای نماز تیمم کند، ولی اگر برای کار واجب دیگر یا مستحبی تیمم کند و‏‎ ‎‏تا وقت نماز عذر او باقی باشد، می تواند با همان تیمم نماز بخواند.‏

‏‏ ‏‏ کسی که وظیفه اش تیمّم است، اگر بداند تا آخر وقت عذر او باقی‏‎ ‎‏می ماند، در وسعت وقت می تواند با تیمم نماز بخواند، ولی اگر بداند که تا آخر وقت‏‎ ‎‏عذر او برطرف می شود، باید صبر کند و با وضو یا غسل نماز بخواند، یا در تنگی‏‎ ‎‏وقت با تیمم نماز را به جا آورد.‏

‏‏ ‏‏ کسی که نمی تواند وضو بگیرد یاغسل کند، می تواند نمازهای قضای‏‎ ‎‏خود را با تیمم بخواند هر چند احتمال بدهد که بزودی عذر او برطرف می شود ولی‏‎ ‎‏در صورت علم به زوال عذر تا پیش از ضیق شدن وقت باید منتظر بماند.‏

‏‏ کسی که نمی تواند وضو بگیرد یا غسل کند، جایز است نمازهای‏‎ ‎‏مستحبی را که مثل نافله های شبانه روز وقت معین دارد با تیمم بخواند، حتی در اول‏‎ ‎‏وقت به شرط آن که علم به زوال عذر تا آخر وقت نداشته باشد.‏

‏‏ کسی که احتیاطاً باید غسل جبیره ای و تیمم نماید مثلاً جراحتی در‏‎ ‎‏پشت او است، اگر بعد از غسل و تیمم نماز بخواند و بعد از نماز حَدَث اصغری از او‏‎ ‎‏سر زند مثلاً بول کند، برای نمازهای بعد، باید وضو بگیرد.‏

‏‏ ‏‏ اگر بواسطۀ نداشتن آب یا عذر دیگری تیمم کند، بعد از برطرف‏‎ ‎‏شدن عذر، تیمم او باطل می شود.‏

‏‏ ‏‏ چیزهایی که وضو را باطل می کند، تیمم بدل از وضو را هم باطل‏‎ ‎‏می کند، و چیزهایی که غسل را باطل می نماید، تیمم بدل از غسل را هم باطل‏‎ ‎‏می نماید.‏

‏‏ ‏‏ کسی که نمی تواند غسل کند، اگر چند غسل بر او واجب باشد،‏‎ ‎‏احتیاط واجب آن است که بدل هر یک از آنها یک تیمّم نماید.‏

‏‏ ‏‏ کسی که نمی تواند غسل کند، اگر بخواهد عملی را که برای آن غسل‏‎ ‎‏واجب است انجام دهد، باید بدل از غسل تیمم نماید، و اگر نتواند وضو بگیرد و‏‎‏بخواهد عملی را که برای آن وضو واجب است انجام دهد، باید بدل از وضو تیمم‏‎ ‎‏نماید.‏

‏‏ اگر بدل از غسل جنابت تیمم کند، لازم نیست برای نماز وضو‏‎ ‎‏بگیرد، ولی اگر بدل از غسلهای دیگر تیمم کند، باید وضو بگیرد، و اگر نتواند وضو‏‎ ‎‏بگیرد، باید تیمم دیگری هم بدل از وضو بنماید.‏

‏‏ ‏‏ اگر بدل از غسل تیمم کند و بعد کاری که وضو را باطل می کند برای‏‎ ‎‏او پیش آید، چنانچه برای نمازهای بعد نتواند غسل کند باید وضو بگیرد، و اگر‏‎ ‎‏نمی تواند وضو بگیرد، باید بدل از وضو تیمم نماید.‏

‏‏ ‏‏ کسی که وظیفه اش آن است که بدل از وضو و بدل از غسل تیمم‏‎ ‎‏کند، همین دو تیمم کفایت می کند و تیمم دیگری لازم نیست.‏

‏‏ کسی که وظیفه اش تیمم است اگر برای کاری تیمم کند، تا تیمم و‏‎ ‎‏عذر او باقی است، کارهایی را که باید با وضو یا غسل انجام داد، می تواند به جا آورد‏‎ ‎‏ولی اگر با داشتن آب برای نماز میت یا خوابیدن تیمم کرده فقط کاری را که برای آن‏‎ ‎‏تیمم نموده می تواند انجام دهد و در مورد تیمم به خاطر تنگی وقت به احتیاط واجب‏‎ ‎‏سایر غایات را انجام ندهد.‏

‏‏ ‏‏ در چند مورد مستحب است نمازهایی را که انسان با تیمم خوانده‏‎ ‎‏دوباره بخواند:‏

‏‏اول: آن که از استعمال آب ترس داشته و عمداً خود را جنب کرده و با تیمم نماز‏‎ ‎‏خوانده است.‏

‏‏دوم: آن که می دانسته یا گمان داشته که آب پیدا نمی کند و عمداً خود را جنب‏‎ ‎‏کرده و با تیمم نماز خوانده است.‏

‏‏سوم: آن که تا آخر وقت، عمداً در جستجوی آب نرود و با تیمم نماز بخواند و‏‎ ‎‏بعد بفهمد که اگر جستجو می کرد، آب پیدا می شد.‏

‏‏چهارم: آن که عمداً نماز را تاخیر انداخته و در آخر وقت با تیمم نماز خوانده‏‎ ‎‏است.‏

‏‏پنجم: آن که می دانسته یا گمان داشته که آب پیدا نمی شود و آبی را که داشته‏‎ ‎‏ریخته است.‏

‏‎ ‎احکام نماز نماز مهمترین اعمال دینی است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادتهای‏‎ ‎‏دیگر هم قبول می شود و اگر پذیرفته نشود اعمال دیگر هم قبول نمی شود. و‏‎ ‎‏همانطور که اگر انسان شبانه روزی پنج نوبت در نهر آبی شستشو کند، چرک در‏‎ ‎‏بدنش نمی ماند نمازهای پنجگانه هم انسان را از گناهان پاک می کند. و سزاوار است‏‎ ‎‏که انسان نماز را در اول وقت بخواند و کسی که نماز را پست و سبک شمارد، مانند‏‎ ‎‏کسی است که نماز نمی خواند، پیغمبر اکرم ‏‏صلی الله علیه و آله وسلم‏‏ فرمود: کسی که به نماز اهمیت‏‎ ‎‏ندهد و آن را سبک شمارد سزاوار عذاب آخرت است. روزی حضرت در مسجد‏‎ ‎‏تشریف داشتند مردی وارد و مشغول نماز شد و رکوع و سجودش را کاملاً به جا‏‎ ‎‏نیاورد، حضرت فرمودند اگر این مرد در حالی که نمازش این طور است از دنیا برود،‏‎ ‎‏به دین من از دنیا نرفته است پس انسان باید مواظب باشد که به عجله و شتابزدگی‏‎ ‎‏نماز نخواند و در حال نماز به یاد خدا و با خضوع و خشوع و وقار باشد، و متوجه‏‎ ‎‏باشد که با چه کسی سخن می گوید و خود را در مقابل عظمت و بزرگی خداوند عالم‏‎ ‎‏بسیار پست و ناچیز ببیند و اگر انسان در موقع نماز کاملاً به این مطلب توجه کند، از‏‎ ‎‏خود بی خبر می شود، چنانچه در حال نماز تیر را از پای مبارک امیرالمومنین ‏‏علیه السلام‏‎ ‎‏بیرون کشیدند و آن حضرت متوجه نشدند. و نیز باید نمازگزار توبه و استغفار نماید و‏‎ ‎‏گناهانی که مانع قبول شدن نماز است، مانند حسد، کبر، غیبت، خوردن حرام،‏‎ ‎‏آشامیدن مسکرات و ندادن خمس و زکات بلکه هر معصیتی را ترک کند. و همچنین‏‎ ‎‏سزاوار است کارهایی که ثواب نماز را کم می کند به جا نیاورد، مثلاً در حال خواب‏ آلودگی و خودداری از بول به نماز نایستد، و در موقع نماز به آسمان نگاه نکند و نیز‏‎ ‎‏کارهایی که ثواب نماز را زیاد می کند به جا آورد، مثلاً انگشتری عقیق به دست کند و‏‎ ‎‏لباس پاکیزه بپوشد و شانه و مسواک کند و خود را خوشبو نماید.‏

‏‎ نمازهای واجب نمازهای واجب شش است: اول: نماز یومیه، دوم: نماز آیات، سوم: نماز میت،‏‎ ‎‏چهارم: نماز طواف واجب خانه کعبه، پنجم: نماز قضای پدر که بر پسر بزرگتر واجب‏‎ ‎‏است، ششم: نمازی که به واسطۀ اجاره و نذر و قسم و عهد واجب می شود.‏

‏‏ ‏‏‏نمازهای واجب یومیه‏ نمازهای واجب یومیه پنج است: ظهر و عصر، هر کدام چهار رکعت، مغرب سه‏‎ ‎‏رکعت، عشا چهار رکعت، صبح دو رکعت.‏ در سفر باید نمازهای چهار رکعتی را با شرایطی که گفته می شود‏‎ ‎‏دو رکعت خواند.‏

‏‏ ‏‏‏وقت نماز ظهر و عصر‏ اگر چوب یا چیزی مانند آن را، راست در زمین هموار فرو برند‏‎ ‎‏صبح که خورشید بیرون می آید، سایۀ آن بطرف مغرب می افتد و هر چه آفتاب بالا‏‎ ‎‏می آید این سایه کم می شود و در شهرهای ما در اول ظهر شرعی به آخرین درجۀ‏‎ ‎‏کمی می رسد و ظهر که گذشت، سایه آن به طرف مشرق بر می گردد و هر چه‏‎ ‎‏خورشید رو به مغرب می رود، سایه زیادتر می شود بنابراین وقتی سایه به آخرین‏‎ ‎‏درجۀ کمی رسید و دو مرتبه رو به زیاد شدن گذاشت، معلوم می شود ظهر شرعی‏‎ ‎‏شده است ولی در بعضی شهرها مثل مکه که گاهی موقع ظهر سایه به کلی از بین‏‎ ‎‏می رود، بعد از آن که سایه دوباره پیدا شد، معلوم می شود ظهر شده است.‏

‏‏ چوب یا چیز دیگری را که برای معین کردن ظهر به زمین فرو‏‎ ‎‏می برند شاخص گویند.‏

‏‏‏ نماز ظهر و عصر هر کدام وقت مخصوص و مشترکی دارند: وقت‏‎ ‎‏مخصوص نماز ظهر از اول ظهر است تا وقتی که از ظهر به اندازۀ خواندن نماز ظهر‏‎ ‎‏بگذرد، و وقت مخصوص نماز عصر موقعی است که به اندازۀ خواندن نماز عصر،‏‎ ‎‏وقت به مغرب مانده باشد، که اگر کسی تا این موقع نماز ظهر را نخواند، نماز ظهر او‏‎ ‎‏قضا شده و باید نماز عصر را بخواند، و ما بین وقت مخصوص نماز ظهر و وقت‏‎ ‎‏مخصوص نماز عصر، وقت مشترک نماز ظهر و نماز عصر است، و اگر کسی اشتباهاً‏‎ ‎‏نماز ظهر یا عصر را در وقت مخصوص دیگری بخواند نمازش صحیح است.‏

‏‏ ‏‏ اگر پیش از خواندن نماز ظهر، سهواً مشغول نماز عصر شود و در‏‎ ‎‏بین نماز بفهمد اشتباه کرده است، چنانچه در وقت مشترک باشد، باید نیت را به نماز‏‎ ‎‏ظهر برگرداند یعنی نیت کند که آنچه تا حال خوانده ام و آنچه را مشغولم و آنچه بعد‏‎ ‎‏می خوانم همه نماز ظهر باشد و بعد از آن که نماز را تمام کرد، نماز عصر را بخواند و‏‎ ‎‏اگر در وقت مخصوص به ظهر باشد، باید نیت را به نماز ظهر برگرداند و نماز را تمام‏‎ ‎‏کند، و بعد نماز عصر را بخواند و احتیاط آن است که دوباره نماز عصر را هم بعد از‏‎ ‎‏آن بخواند و این احتیاط خیلی خوب است.‏

‏‏ در روز جمعه انسان می تواند به جای نماز ظهر دو رکعت نماز‏‎ ‎‏جمعه بخواند، ولی احتیاط مستحب آن است که اگر نماز جمعه خواند نماز ظهر را‏‎ ‎‏هم بخواند. و این احتیاط خیلی مطلوب است.‏

‏‏ احتیاط واجب آن است که نماز جمعه را از موقعی که عرفاً اول ظهر‏‎ ‎‏می گویند تاخیر نیندازد و اگر از اوائل ظهر تاخیر افتاد به جای نماز جمعه نماز ظهر‏‎ ‎‏بخواند.‏

‏‏ ‏‏وقت نماز مغرب و عشا‏ مغرب موقعی است که سرخی طرف مشرق که بعد ازغروب آفتاب‏‎ ‎‏پیدا می شود، از بین برود.‏

‏‏ ‏‏ نماز مغرب و عشا هر کدام وقت مخصوص و مشترکی دارند:‏ وقت مخصوص نماز مغرب از اول مغرب است، تا وقتی که از مغرب به اندازۀ‏ ‎‏خواندن سه رکعت نماز بگذرد، که اگر کسی مثلاً مسافر باشد و تمام نماز عشا را‏‎ ‎‏سهواً در این وقت بخواند احتیاط مستحب آن است که بعد از نماز مغرب نماز عشا را‏‎ ‎‏دوباره بخواند، و وقت مخصوص نماز عشا موقعی است که به اندازۀ خواندن نماز‏‎ ‎‏عشا به نصف شب مانده باشد که اگر کسی تا این موقع نماز مغرب را عمداً نخواند‏‎ ‎‏باید اول نماز عشا و بعد از آن نماز مغرب را بخواند و بین وقت مخصوص نماز‏‎ ‎‏مغرب و وقت مخصوص نماز عشا وقت مشترک نماز مغرب و عشا است که اگر کسی‏‎ ‎‏در این وقت اشتباهاً نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند و بعد از نماز ملتفت‏‎ ‎‏شود، نمازش صحیح است و باید نماز مغرب را بعد از آن به جا آورد.‏

‏‏ وقت مخصوص و مشترک که معنی آن در مسالۀ پیش گفته شد برای‏‎ ‎‏اشخاص فرق می کند، مثلاً اگر به اندازۀ خواندن دو رکعت نماز از اول ظهر بگذرد،‏‎ ‎‏وقت مخصوص نماز ظهر کسی که مسافر است تمام شده و داخل وقت مشترک‏‎ ‎‏می شود، و برای کسی که مسافر نیست، باید به اندازۀ خواندن چهار رکعت نماز‏‎ ‎‏بگذرد.‏

‏‏ اگر پیش از خواندن نماز مغرب، سهواً مشغول نماز عشا شود و در‏‎ ‎‏بین نماز بفهمد که اشتباه کرده، چنانچه به رکوع رکعت چهارم نرفته است، باید نیت‏‎ ‎‏را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام کند و بعد نماز عشا را بخواند، و اگر به رکوع‏‎ ‎‏رکعت چهارم رفته باید نماز را تمام کند، بعد نماز مغرب را بخواند. اما اگر تمام آنچه‏‎ ‎‏را خوانده، در وقت مخصوص نماز مغرب خوانده باشد و پیش از رکوع رکعت چهارم‏‎ ‎‏یادش بیاید، باید نیت را به نماز مغرب برگرداند و نماز را تمام کند و بعد از آن عشا را‏‎ ‎‏بخواند، ولی احتیاط مستحب آن است که بعد از نماز عشا دوباره مغرب و عشا را‏‎ ‎‏بخواند و این احتیاط خیلی خوب است.‏

‏‏ ‏‏ آخر وقت نماز عشا نصف شب است. و احتیاط واجب آن است که‏‎ ‎‏برای نماز مغرب و عشا و مانند اینها شب را از اول غروب تا اذان صبح حساب کرد، و‏‎ ‎‏برای نماز شب و مانند آن تا اول آفتاب حساب نمایند.‏

‏‎‏ اگر از روی معصیت، یا بواسطۀ عذری نماز مغرب یا نماز عشا را تا‏‎ ‎‏نصف شب نخواند، بنابر احتیاط واجب، باید تا قبل از اذان صبح، بدون این که نیت‏‎ ‎‏ادا و قضا کند به جا آورد.‏

‏‏ ‏‏‏وقت نماز صبح‏ نزدیک اذان صبح از طرف مشرق، سفیده ای رو به بالا حرکت‏‎ ‎‏می کند که آن را فجر اول گویند. موقعی که آن سفیده پهن شد، فجر دوم و اول وقت‏‎ ‎‏نماز صبح است. و آخر وقت نماز صبح موقعی است که آفتاب بیرون می آید.‏

‏‏ ‏‏‏احکام وقت نماز‏ موقعی انسان می تواند مشغول نماز شود، که یقین کند وقت داخل‏‎ ‎‏شده است،یا دو مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند.‏

‏‏ ‏‏ نابینا و کسی که در زندان است و مانند اینها بنابر احتیاط واجب باید‏‎ ‎‏تا یقین به داخل شدن وقت نکنند مشغول نماز نشوند، ولی اگر انسان به واسطۀ ابر یا‏‎ ‎‏غبار و مانند اینها که برای همه مانع از یقین کردن است، نتواند در اول وقت نماز، به‏‎ ‎‏داخل شدن وقت یقین کند، چنانچه گمان داشته باشد که وقت داخل شده، می تواند‏‎ ‎‏مشغول نماز شود.‏

‏‏ ‏‏ اگر دو مرد عادل به داخل شدن وقت خبر دهند، یا انسان یقین کند‏‎ ‎‏که وقت نماز شده و مشغول نماز شود و در بین نماز بفهمد که هنوز وقت داخل‏‎ ‎‏نشده، نماز او باطل است. و همچنین است اگر بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را پیش‏‎ ‎‏از وقت خوانده ولی اگر در بین نماز بفهمد وقت داخل شده، یا بعد از نماز بفهمد که‏‎ ‎‏در بین نماز وقت داخل شده، نماز او صحیح است.‏

‏‏ ‏‏ اگر انسان ملتفت نباشد که باید با یقین به داخل شدن وقت مشغول‏‎ ‎‏نماز شود، چنانچه بعد از نماز بفهمد که تمام نماز را در وقت خوانده، نماز او صحیح‏‎ ‎‏است و اگر بفهمد تمام نماز را پیش از وقت خوانده یا بفهمد که در بین نماز وقت‏‎ ‎‏داخل شده است، نمازش باطل است.‏

‏‎‏ اگر یقین کند وقت داخل شده و مشغول نماز شود و در بین نماز‏‎ ‎‏شک کند که وقت داخل شده یا نه، نماز او باطل است، ولی اگر در بین نماز یقین‏‎ ‎‏داشته باشد که وقت شده، و شک کند که آنچه از نماز خوانده در وقت بوده یا نه،‏‎ ‎‏نمازش صحیح است.‏

‏‏ اگر وقت نماز بقدری تنگ است که بواسطۀ به جا آوردن بعضی از‏‎ ‎‏کارهای مستحب نماز، مقداری از آن بعد از وقت خوانده می شود، باید آن مستحب‏‎ ‎‏را به جا نیاورد. مثلاً اگر بواسطۀ خواندن قنوت، مقداری از نماز بعد از وقت خوانده‏‎ ‎‏می شود، باید قنوت نخواند.‏

‏‏ کسی که به اندازۀ خواندن یک رکعت نماز وقت دارد، باید نماز را به‏‎ ‎‏نیت ادا بخواند ولی نباید عمداً نماز را تا این وقت تاخیر بیندازد.‏

‏‏ ‏‏ کسی که مسافر نیست، اگر تا مغرب به اندازه خواندن پنج رکعت‏‎ ‎‏نماز وقت دارد، باید نماز ظهر و عصر هر دو را بخواند، و اگر کمتر وقت دارد باید‏‎ ‎‏فقط نماز عصر را بخواند و بعداً نماز ظهر را قضا کند و اگر تا نصف شب به اندازه‏‎ ‎‏خواندن پنج رکعت نماز وقت دارد، باید نماز مغرب و عشا را بخواند، و اگر کمتر‏‎ ‎‏وقت دارد، باید فقط عشا را بخواند و بعداً باید نماز مغرب را بخواند و به احتیاط‏‎ ‎‏واجب نیت ادا و قضا ننماید.‏

‏‏ ‏‏ کسی که مسافر است اگر تا مغرب به اندازۀ خواندن سه رکعت نماز‏‎ ‎‏وقت دارد، باید نماز ظهر و عصر را بخواند، و اگر کمتر وقت دارد، باید فقط عصر را‏‎ ‎‏بخواند و بعداً نماز ظهر را قضا کند. و اگر تا نصف شب به اندازۀ خواندن چهار رکعت‏‎ ‎‏نماز وقت دارد، باید نماز مغرب و عشا را بخواند و اگر کمتر وقت دارد باید فقط عشا‏‎ ‎‏را بخواند و بعداً مغرب را بدون نیت ادا و قضا به جا آورد، و چنانچه بعد از خواندن‏‎ ‎‏عشا، معلوم شود که به مقدار یک رکعت یا بیشتر وقت به نصف شب مانده است باید‏‎ ‎‏فوراً نماز مغرب را به نیت ادا به جا آورد.‏

‏‏ ‏‏ مستحب است انسان نماز را در اوّل وقت آن بخواند و راجع به آن‏‎ ‎‏خیلی سفارش شده است و هر چه به اول وقت نزدیکتر باشد بهتر است، مگر آن که‏‎ ‎‏تاخیر آن از جهتی بهتر باشد، مثلاً صبر کند که نماز را به جماعت بخواند.‏

‏‎‏ ‏‏ هرگاه انسان عذری دارد که اگر بخواهد در اول وقت نماز بخواند،‏‎ ‎‏ناچار است با تیمم نماز بخواند، چنانچه بداند یا احتمال دهد که عذر او تا آخر وقت‏‎ ‎‏باقی است، می تواند در اوّل وقت، نماز بخواند. ولی اگر مثلاً لباسش نجس باشد یا‏‎ ‎‏عذر دیگری داشته باشد و احتمال دهد که عذر او از بین می رود بنابر احتیاط واجب‏‎ ‎‏باید صبر کند تا عذرش برطرف شود و چنانچه عذر او برطرف نشد، در آخر وقت‏‎ ‎‏نماز بخواند، و لازم نیست بقدری صبر کند که فقط بتواند کارهای واجب نماز را‏‎ ‎‏انجام دهد، بلکه اگر برای مستحبات نماز مانند اذان و اقامه و قنوت هم وقت دارد‏‎ ‎‏می تواند تیمم کند و نماز را با آن مستحبات به جا آورد.‏

‏‏ ‏‏ کسی که مسائل نماز و شکیات و سهویات را نمی داند و احتمال‏‎ ‎‏می دهد که یکی از اینها در نماز پیش آید، باید برای یاد گرفتن اینها نماز را از اول وقت‏‎ ‎‏تاخیر بیندازد. ولی اگر اطمینان دارد که نماز را بطور صحیح تمام می کند، می تواند در‏‎ ‎‏اول وقت مشغول نماز شود، پس اگر در نماز مساله ای که حکم آن را نمی داند پیش‏‎ ‎‏نیاید نماز او صحیح است و اگر مساله ای که حکم آن را نمی داند پیش آید، می تواند‏‎ ‎‏به یکی از دو طرفی که احتمال می دهد، عمل نماید و نماز را تمام کند. ولی بعد از‏‎ ‎‏نماز باید مساله را بپرسد که اگر نمازش باطل بوده، دوباره بخواند.‏

‏‏ ‏‏ اگر وقت نماز وسعت دارد، و طلبکار هم طلب خود را مطالبه‏‎ ‎‏می کند در صورتی که ممکن است باید اوّل قرض خود را بدهد، بعد نماز بخواند، و‏‎ ‎‏همچنین است اگر کار واجب دیگری که باید فوراً آن را به جا آورد پیش آمد کند، مثلاً‏‎ ‎‏ببیند مسجد نجس است که باید اول مسجد را تطهیر کند، بعد نماز بخواند. و چنانچه‏‎ ‎‏اول نماز بخواند، معصیت کرده ولی نماز او صحیح است.‏