ای عزاداران اربعین آمد
در جنان زهرا دل غمین آمد
شد برون از شام کاروان غم
سینه پر خون دیده پرنم
همراه افغان همدم ماتم
ناله تا کیوان از زمین آمد
ای از عزاداران اربعین آمد
پس سکینه گفت با دل بریان
عمه جان بگردم من تو را قربان
می‌رسد این دم بر مشام جان
بوی خون اما دلنشین آمد
این زمین گویا کربلا باشد
کز هوایش دل در نوا باشد
منزل رنج و ابتلا باشد
وادی قتل شاه دین آمد
عمه جان منما این زمین منزل
ترسم آید باز شمر سنگین دل
می شود بر من زندگی مشکل
گر که چشم بر آن لعین آمد
عمه در اینجا آب نایاب است
یا در این وادی تشنگی باب است
از هراسم جان در تب و تاب است
خوفم از قوم مشرکین آمد
عمه می‌دیدم لشکر کفار
از جفا کشتن شبه پیغمبر
عون و عبدالله و قاسم و جعفر
کشته از جور ظالمان و آمد
عمه می دیدم اندر این صحرا
از سپاه دون شد چه ها بر ما
دست عمویم شد جدا ز عدا
بر گلو اصغر تیر کین آمد
عمه می‌دیدم شمر با خنجر
در بر بابم تا ببرد سر
چاک می کردم جامعه بر پیکر
چون به نی راس نازنین آمد .
گفت پس زینب ای عزیز جان
در ره امت شد حسین قربان
شیعیان را شد سینه ها بریان
ناله عارف آتشین آمد
عزاداران اربعین آمد
در جنان زهرا دل غمین آمد